حمله صهيونيستها به افكار مردم با پيچيدهترين عمليات رسانهاي

افكار عمومي در ايران در جنگ ۱۲ روزه با رژيم صهيونيستي در معرض يكي از پيچيدهترين و بزرگترين عمليات رسانهاي تاريخ بشر قرار گرفتند و اين بمباران رسانهاي كماكان ادامه دارد.
به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري تسنيم ، مردم ايران به ويژه در جنگ 12 روزه با رژيم صهيونيستي علاوه بر تجاوز به كشورمان در معرض يكي از پيچيدهترين و بزرگترين عمليات رسانهاي تاريخ بشر قرار گرفتند ، تك تك مردم ايران هم اينك نيز با وجود اينكه ممكن است متوجه نباشند، تحت تاثير فشار اين عمليات رسانهاي هستند.
در جنگ تركيبي اين رژيم عليه كشورمان، جبهه نبرد از ميدانهاي نظامي فراتر است و ابعاد اقتصادي–اجتماعي بهويژه در حوزه كالاهاي اساسي، انرژي، سوخت رساني و حمل و نقل و در نهايت امنيت رواني افراد هدف عمليات رسانهاي قرار گرفته است.
دشواري راستي آزمايي واقعيت در فضاي برنامه شرط بندي فوتبال حتي براي اصحاب رسانه
همزمان با حملات هوايي رژيم صهيونيستي به زيرساختهاي لجستيكي ايران، رسانههاي آنها با انتشار مطالب و اخباري در شبكههاي اجتماعي مختلف و فضاي مجازي تميز واقعيت را براي مصرف كنندگان رسانهاي، دشوار كرده است.
در شرايط جنگي كه مردم به طور معمول تمايل بيشتري براي دريافت اخبار و آگاهيهاي رسانه اي دارند، رسانههاي دشمن حجم زيادي از مطالب دورغ و نزديك به واقعيت اما گمراه كننده را به ويژه در شبكههاي اجتماعي و فضاي مجازي منتشر ميكند.
در اين شرايط حتي اصحاب رسانه(داخلي) نيز نيازمند زمان بيشتري براي بررسي مطالب و راستي آزمايي آنها هستند، به همين دليل است كه به مردم تاكيد ميشود كه اطلاعات مورد نياز و اخبار را تنها از رسانههاي رسمي و معتبر دريافت كنند.
دو تكنيك مهم ارتباطي رژيم صهيونيستي در ايران استفاده كرد
در ذيل مطلب تنها به دو تكنيك مهم «اثر قالببندي» و «برجسته سازي» كه رسانههاي رژيم صهيونيستي با آنها به دنبال جهتدهي افكار عمومي در ايران بودند به شرح زير است.
نظريه برجستهسازي رسانهاي (Agenda‑Setting Theory) بيان ميكند كه رسانهها با انتخاب موضوعات و حدّاقلي از جزئيات براي پوشش خبري، به مخاطب ميگويند «چه چيزي» براي فكر كردن مهم است. به عبارت ديگر، رسانهها نميتوانند به ما بگويند «چه فكري كنيم»، اما در تعيين «دستوركارِ فكري» ما (يعني اولويتبندي موضوعات) نقش كليدي دارند.
در نظريه اثر قالببندي (Framing Effect) كه در واقع يك سوگيري شناختي است؛ در آن اشاره شده كه افراد بر اساس نحوه ارائه اطلاعات تصميم ميگيرند، نه فقط بر اساس خود اطلاعات. با چارچوببندي استراتژيك اطلاعات، افراد يا سازمانها ميتوانند نظرات، برداشتها و انتخابها مردم ( مصرف كنندگان رسانهاي) را تحت تأثير قرار دهند.
طبق نظريهي اثر قالببندي، رسانهها با انتخاب، برجستهسازي و چينش گزارهها و تصاوير (واقعي يا غير واقعي) يك زاويه ديد خاص را تحميل ميكنند. با برجسته كردن برخي جنبهها و حذف يا كمرنگ كردن جنبههاي ديگر، مخاطب بهگونهاي هدايت ميشود كه برداشت متفاوت و گاه گمراهكنندهاي از واقعيت پيدا كند.
به طور مثال در شرايط جنگ 12 روزه نيز رژيم صهونيستي با برجستهسازي اختلالات و كمبودهاي مقطعي در تأمين آرد، نان، بنزين و ساير اقلام پرمصرف و اساسي، تلاش كردند كه دولت ايران را در مديريت بازار و تامين احتياجات مردم ناتوان نشان دهند.
همچنين با استفاده از تكنيك اثر قالب بندي ، بلافاصله پس از آغاز عمليات نظامي، در كانالهاي فارسيزبان تحت نفوذ رژيم صهيونيستي تصاويري از صفهاي طولاني خريد نان در برخي شهرها و تصاوير قفسههاي خالي در فروشگاهها منتشر شد.
درباره اثر اين تكنيكها بر مخاطب ميتوان اشاره داشت كه با تكرار همين نماها (Repetition)، ذهن مشتركين شبكههاي اجتماعي به سمت عدم اعتماد به مديريت توزيع كالا سوق داده ميشود.
همچنين اين رسانههاي معاند، در زيرنويس و تيترهاي همزمان با انتشار همين تصاوير از واژگاني چون «بحران»، «فاجعه»، «ورشكستگي مديريت» را بارها تكرار كردند؛اين فضاسازيهاي رسانه اي ميتواند باعث شود كه مخاطب از قضاوتهاي قبلياش درباره كافي بودن ذخاير و تامين احتياجات عمومي فاصله گيرد و دچار اضطراب ميشود.
پروپاگاندا براي به هم ريختن بازار ايران
در حالي اين اقدامات رسانهاي و بمباران خبري توسط رژيم صهيونيستي انجام ميشود كه بازار كالاهاي اساسي و مواد مصرفي در كشور از آرامش خاصي برخوردار است و بر اساس مشاهدات ميداني حتي افزايش تقاضاي موجود، به سرعت توسط توزيع كنندگان تامين شد و يا اختلالهاي مقطعي و صفهاي ايجاد شده براي دريافت سوخت در كمترين زمان ممكن مديريت و صف برچيده شد.
در روزهاي گذشته در حالي شاهد سنگينترين حملات رسانهاي در فضاي مجازي و رسانههاي رسمي معاند خارجي براي برهم زدن افكار عمومي در كشور بوديم كه؛ اما شواهد ميداني نشان ميدهد كه بازار كشور تحت تأثير قرار نگرفته است و مردم تجربيات ارزشمندي از فشار رسانهاي گذشته به دست آوردهاند و آگاهي مناسبي از پروپاگانداي رسانههاي دشمن بيگانه دارند.
سواد رسانهاي بالاي مردم ايران
در مقايسه با عمليات رسانهاي كلاسيك جنگ جهاني دوم (OWI آمريكا، وزارت تبليغات نازي) و جنگ سرد ، كارزار رژيم صهيونيستي عليه ايران از نظر روش و سرعت انتشار بيسابقه است و اين كارزار يكي از پيچيدهترين و گستردهترين عمليات رسانهاي تاريخ پس از اين دو رويداد به شمار ميآيد.
در عصري كه «پست» و «هشتگ» به اندازه تسليحات نظامي ميتوانند تأثيرگذار باشند، هر يك از ما نقش مهمي در مقابله با جنگ رواني داريم. با بهكارگيري چارچوبهاي علمي توسط رسانه هاي داخلي و افزايش سواد رسانهاي مردم، ميتوانيم خود را در برابر پيچيدهترين و بزرگترين عمليات رسانهاي محافظت كنيم و در عين حال، مشاركت آگاهانه در فضاي اطلاعاتي را گسترش دهيم.
برچسب: ،
ادامه مطلب



