sportblog802 sportblog802 .

sportblog802

وام ۳۰۰ ميليوني بانك كشاورزي؛ شرايط دريافت تسهيلات اعلام شد

وام 300 ميليوني بانك كشاورزي؛ شرايط دريافت تسهيلات اعلام شد

بانك كشاورزي در طرح مهر ماندگار به متقاضيان تا سقف ۳۰۰ ميليون تومان وام با بازپرداخت يك ساله پرداخت مي‌كند

بانك كشاورزي در قالب طرح «مهر ماندگار» تسهيلاتي با شرايط ويژه به مشتريان خود ارائه مي‌دهد. اين وام با هدف تسهيل در دسترسي به منابع مالي با نرخ سود پايين و بازپرداخت كوتاه‌مدت، گزينه‌اي مناسب براي متقاضيان دريافت تسهيلات است. در ادامه جزئيات طرح مهرماندگار بانك كشاورزي را بررسي مي‌كنيم.

 
شرايط وام مهرماندگار بانك كشاورزي
به گزارش اقتصاد آنلاين، براي دريافت وام مهرماندگار، افتتاح حساب قرض‌الحسنه و ايجاد ميانگين حساب به مدت ۳ تا ۸ ماه الزامي است. حداقل مبلغ براي افتتاح حساب تنها ۱۰۰ هزار تومان بوده و متقاضي نبايد داراي بدهي معوق يا چك برگشتي نزد سيستم بانكي باشد. همچنين ضامن رسمي براي دريافت تسهيلات الزامي است.

سقف وام مهرماندگار بانك كشاورزي چقدر است؟
سقف اين تسهيلات تا ۳۰۰ ميليون تومان در نظر گرفته شده است. نسبت وام به ميزان سپرده تا ۳۳۰ درصد است، به اين معني كه با ميانگين‌گيري مناسب حساب، متقاضي مي‌تواند تا ۳.۲۵ برابر سپرده خود وام دريافت كند.

نرخ سود وام مهرماندگار بانك كشاورزي چقدر است؟
نرخ سود اين وام بسته به مدت ميانگين‌گيري و نسبت تسهيلات به سپرده، ۱۰، ۱۲ يا ۱۴ درصد متغير است. نرخ سود پايين نسبت به وام‌هاي مشابه در بازار، از مزاياي اين طرح محسوب مي‌شود.

بالاترين مدت بازپرداخت وام مهرماندگار سايت شرطبندي كشاورزي چقدر است؟
بيشترين مدت زمان بازپرداخت در طرح مهرماندگار، ۱۲ ماه است. البته متقاضيان مي‌توانند گزينه ۶ ماهه را نيز براي تسويه انتخاب كنند.

براي دريافت وام مهرماندگار بانك كشاورزي به چند ماه ميانگين حساب نياز است؟
براي استفاده از اين تسهيلات، بايد حداقل ۳ ماه و حداكثر ۸ ماه ميانگين حساب قرض‌الحسنه نزد بانك كشاورزي داشته باشيد. هرچه مدت ميانگين‌گيري بيشتر باشد، امكان دريافت وام با شرايط بهتر و سود پايين‌تر فراهم خواهد بود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۲ مرداد ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۰۵:۴۷ توسط:darki موضوع: نظرات (0)

خروج اتباع غيرمجاز چه بلايي سر بازار مسكن آورده؟

پس از خروج بخش قابل توجهي از اتباع غيرمجاز از ايران، بازار مسكن به‌ويژه در تهران، وارد مرحله‌اي مبهم از ركود شده است.

خروج اتباع غيرمجاز چه بلايي سر بازار مسكن آورده؟

بازار مسكن پس از خروج اتباع غيرمجاز از كشور وارد مرحله جديدي از ركود شد. داستان از اينجا شروع مي‌شود كه در دولت چهاردهم يكي از موضوعاتي كه وزارت كشور به طور جدي به آن ورود كرده ساماندهي اتباع بيگانه است. با توجه به اتفاقاتي كه در كشور همسايه رخ داد، مهاجرت‌هاي بي‌رويه‌اي رخ داد و باعث شد نگراني در ميان مردم ايجاد شود، زيرا جمعيت قابل توجهي از مهاجران غيرمجاز در اين استان حضور دارند. هرچند كه موضوع دست داشتن برخي اتباع افغان در حملات اسرائيل به خاك كشورمان نيز به تشديد اخراج اين اتباع از كشور منجر شد.

بازار مسكن وارد يكي از مبهم‌ترين دوره‌هاي خود شده است 
به نقل از اقتصاد ۲۴ ، بررسي‌ها از فعالان بازار از كاهش ۱۵ تا ۲۵ درصدي قيمت مسكن در برخي مناطق تهران خبر مي‌دهد كه اين كاهش در حالي رخ مي‌دهد كه معمولاً حتي در دوران ركود هم افت قيمت از اين حد فراتر نمي‌رفت. افزايش شديد هزينه ساخت باعث شده قيمت‌ها مدت‌ها بالا بمانند، اما اكنون فشار ركود در حال شكستن مقاومت بازار است. بي‌اعتمادي به آينده اقتصادي و نوسانات سياسي باعث شده بسياري از خريداران ترجيح دهند سرمايه خود را نقد نگه دارند. در همين حال، خروج اتباع غيرمجاز به‌ويژه مهاجران افغان باعث خالي شدن بخشي از واحدهاي اجاره‌اي شده است.

 
چرا بازار مسكن تحت تاثير خروج اتباع غير قانوني قرارگرفت؟
بر اساس ادعاي نادر ياراحمدي مشاور وزير كشور و رئيس مركز امور اتباع و مهاجرين خارجي وزارت كشور «ما بيش از چهار ميليون اتباع داريم و نزديك به ۲ تا ۲.۵ ميليون نفر هم اتباع غيرمجاز هستند. برخي از اين ۴ ميليون نفر قانوني و برخي ديگر شبه قانوني هستند. امروز بيشتر از ۲ ميليون نفر از اتباع هم سرشماري شدند و فقط اسمشان را در اختيار داريم، اما آن را قانوني تلقي نمي‌كنيم. امروز ۶ ميليون و ۱۰۰ هزار نفر اتباع در كشور حضور دارند؛ اما به دليل اينكه بسياري از آنها قانوني نيستند، مشكلاتي براي ما ايجاد كرده‌اند.»

اين جريان در بسياري از بخش‌هاي اقتصادي كشور هم مثبت بوده و در بخش‌هايي نيز تبعات منفي بر جاي گذاشته است. بازار اجاره مسكن به ويژه در شهر تهران كه خود متقاضي زيادي دارد دستخوش تغييراتي است كه با حضور اتباع خارجي غير قانوني به مراتب سخت‌تر و تشديد شده است.

 
بازار مسكن در تهران شايد جوابگوي بخش بزرگي از مستاجران تهراني باشد، اما برخي از محلات و مناطق مختلف در تهران محل مناسبي براي اين گروه از اتباع شده است. برخي از مناطق شهر تهران به دليل دسترسي آسان به مركز شهر و همچنين بودن امكانات براي اتباع خارجي غير قانوني مناسب است. ازدياد جمعيت، خانه‌هاي حياط دار كوچك، كوچه و پس كوچه‌هاي تو درتو در اين بافت‌هاي شهري، محل مناسبي براي زندگي غير قانوني است.

حالا با خروج اين اتباع خارجي، بازار اجاره مسكن باز هم وارد ركود جديد شد. خروج افغاني‌ها از برخي از مناطق در شهر تهران وضعيت بازار را بهم ريخته و همين دليلي بر ناترازي عرضه و تقاضا در اجاره مسكن شده است.

 
ركود در بازار مسكن
در همين رابطه هادي سرخوش كارشناس بازار مسكن به اقتصاد ۲۴ گفت: امروز و با خروج اتباع خارجي غير مجاز از كشور وضعيت بازار اجاره مسكن به دوره جديد ركود رسيده است. افغان‌ها با تحويل خانه‌هاي اجاره‌اي به صاحبان و خروج از ايران، اين بازار را بار ديگر دچار ركود كردند چراكه اين گروه خانه‌ها را با قيمت‌هاي بالا رهن مي‌كردند و سطح توقع را در بين صاحبان خانه افزايش داده بودند.

وي ادامه داد: بيشتر اين اتباع با اجاره خانه‌هاي حياط‌دار و اسكان چند خانوار در اين خانه‌ها، با پرداخت رهن‌هاي قابل‌ توجه، نظر بسياري از مالكان خانه در محله‌هاي بازي پوپ، به‌ويژه در مركز شهر و حتي در نقاط حاشيه‌اي مناطق بالادست تهران را به خود جلب كرده‌ بودند.

 
سرخوش با اشاره به اينكه حالا توقع صاحبان خانه از رهن خانه‌هايشان بالا رفته است، گفت: با خروج اتباع غيرقانوني از تهران وضعيت اجاره به يك بي‌ثباتي رسيده و علي‌رغم افزايش تعداد خانه‌هاي استيجاري، مستاجران براي تهيه مسكن مناسب آن هم در فصل جابجايي دچارمشكل شده‌اند.

اين كارشناس بازار مسكن تصريح كرد: زماني كه در منطقه دركه تهران يك خانه ۱۰۰ متري بدون سند با رقمي حدود ۱ ميليارد تومان به افغان‌ها اجاره داده مي‌شود، چطور يك شهروند قانوني مي‌تواند همين خانه را كرايه كند؟ قطعا براي شهروندان اجاره چنين خانه‌هايي آن هم بدون سند و امكانات بسيار سنگين و سخت است، اما صاحبخانه‌ها به دليل اينكه سال‌ها اين ارقام را از اتباع غير قانوني دريافت كرده ديگر راضي به دريافت مبالغ پايين‌تر از شهروندان خودمان نيستند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۲ مرداد ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۰۴:۲۴ توسط:darki موضوع: نظرات (0)

سه كتاب مفيد پيرامون تاريخ اقتصادي معاصر ايران

در روايت‌هاي تاريخي معمولاً رويدادهاي برجستۀ سياسي-نظامي در مقايسه با روندهاي اقتصادي و فرهنگي شمار صفحات بسياري بيشتري را به خود اختصاص مي‌دهند. اين سوگيري در روايت زندگي گذشتگان در تاريخ‌نويسي‌هاي سنتي تا آن اندازه گسترده بود كه امروز به دست دادن يك تصوير نسبتاً جامع از شرايط زندگي اجتماعي در سده‌هاي گذشته پژوهش‌هاي اسنادي طاقت‌فرسايي را مي‌طلبد. البته در دوران مدرن و در اروپا به‌تدريج نقش تاريخ فرهنگي يا تاريخ اقتصادي در تاريخ‌نويسي برجسته‌تر شد. يك دليل اين روند مي‌تواند دمكراتيك‌تر شدن جوامع و درنتيجه نقش برجسته‌تري باشد كه آدم‌هاي معمولي و زندگي روزمرۀ آنان در جامعه ايفا مي‌كند.

سه كتاب مفيد پيرامون تاريخ اقتصادي معاصر ايران

در روايت تاريخ معاصر ايران نيز آن اندازه كه براي مثال به رويدادهاي سياسي سال‌هاي 1329 تا 1332 يا سال‌هاي 1356 و 1357 پرداخته مي‌شود، به سير تحولات اقتصادي، صنعتي و مالي پرداخته نشده است. حجم كتاب‌ها، مقالات و برنامه‌هاي تلويزيوني و اينترنتي كه پيرامون تاريخ تحولات اقتصادي ايران توليد شده‌اند به‌هيچ‌وجه قابل‌مقايسه با تاريخ تحولات سياسي و تا حدي روشنفكري ايران نيستند. در اينجا به معرفي شماري از منابعي مي‌پردازيم كه مي‌توانند در درك تحولات اقتصادي ايران معاصر مفيد واقع شوند.

كتاب خاطرات ابوالحسن ابتهاج
يكي از شيوه‌هاي شناخت رويدادهاي تاريخي شناخت شخصيت‌هايي است كه در آن رويدادها نقش برجسته‌اي را ايفا كرده‌اند، اعم از اينكه ارزيابي ما از اين نقش مثبت يا منفي باشد. ابوالحسن ابتهاج شايد به‌اندازۀ برادرزادۀ شاعر خود يعني هوشنگ ابتهاج (سايه) نزد كتاب‌خوانان شناخته‌شده نباشد. بااين‌همه او در تاريخ معاصر اقتصادي ايران از چند جنبه داراي اهميت بالايي بود. نخست اينكه ابتهاج براي بازه‌هاي زماني طولاني سمت‌هاي اقتصادي و مالي پراهميتي را بر عهده داشت. از جمله اين سمت‌ها مي‌توان به مديريت نه سالۀ او بر بانك ملي - در زماني كه هنوز بانك مركزي وجود نداشت و بانك ملي بخشي از كاركردهاي بانك مركزي را ايفا مي‌كرد - و نيز رياست چهار سال و نيمۀ او بر سازمان برنامه اشاره كرد. درواقع جنبۀ ديگر و شايد اصلي اهميت نقش ابتهاج در تاريخ اقتصادي ايران همين رياست او بر سازمان برنامه بود. هرچند ابتهاج بر روي كاغذ نخستين رئيس سازمان برنامه نبود، اما مي‌توان گفت سازمان برنامه در زمان رياست او براي نخستين بار جدي گرفته شد. اهميت و قدرت سازمان برنامه در دورۀ او به حدي رسيده بود كه به رنجش وزراي كابينه‌ها و نخست‌وزيران انجاميد؛ تا آنجا كه سازمان به كنايه «دولتي درون دولت» توصيف مي‌شد. بخش اعظم درآمد نفت ايران كه از كنسرسيوم دريافت مي‌شد مطابق قانون مستقيماً به سازمان برنامه اختصاص مي‌يافت تا صرف برنامه‌هاي عمراني شود. همين قدرت سازمان برنامه و وجود نوعي نگاه همراه با بدگماني نسبت به كاركنان آن در نهايت منجر به طرح و تصويب قانوني در مجلس توسط كابينۀ منوچهر اقبال - و طبعاً با حمايت شاه – شد كه به سلب استقلال آن سازمان از دولت مي‌انجاميد. قانوني كه به معناي پايان كار ابتهاج در سازمان برنامه بود. ابتهاج در كتاب خاطرات خود به طرح ديدگاه‌هايش پيرامون مسائل اداري و اقتصادي ايران مي‌پردازد كه با توجه به اهميت او در تاريخ اقتصادي ايران خوانشي انتقادي از اين ديدگاه‌ها مي‌تواند مفيد واقع گردد.

خاطرات ابوالحسن ابتهاج. به كوشش عليرضا عروضي. انتشارات علمي.

در اينجا خالي از فايده نيست كه به كتاب ديگري دربارۀ ابتهاج و كارنامۀ او اشاره شود: برنامه‌ريزي و قدرت در ايران: ابوالحسن ابتهاج و توسعۀ اقتصادي زير سلطۀ شاه. فرانسيس بوستاك و جفري جونز. ترجمۀ مهدي پازوكي و علي حبيبي. انتشارات كوير.

ebtehaj

كتاب توسعه در ايران 1320-1357
چنانكه بالاتر اشاره كرديم سازمان برنامه در دورۀ ابتهاج تقريباً مستقل از كابينه‌ها به برنامه‌ريزي و اجراي پروژه‌ها مي‌پرداخت. اما رفتن ابتهاج از آن سازمان به معني از دست رفتن كامل اهميت آن نبود. سازمان برنامه و ايدۀ برنامه‌ريزي اقتصادي در آن زمان ناشي جرياني بسيار فراگير در سطح جهاني، حتي در بلوك غرب، بود كه توسعۀ مبتني بر عرضه و تقاضا در بازار آزاد را نفي كرده و آن را كهنه تلقي مي‌كرد. ايده‌اي كه با كمال شگفتي نه سايت پوپ اتحاد شوروي بلكه تا حد زيادي توسط ايالات متحد به دولت ايران سرايت كرده بود. بنابراين سازمان برنامه پس از ابتهاج كماكان تا حدي اهميت خود را نگاه داشت؛ با اين تفاوت كه اين بار جزوي از كابينه به شمار مي‌آمد و در مقاطعي رئيس سازمان برنامه در قالب وزير مشاور عضو رسمي كابينه نيز مي‌گرديد. كتاب توسعه در ايران در چهارچوب پروژۀ تاريخ شفاهي بنياد مطالعات ايران به كوشش غلامرضا افخمي به مصاحبه با سه تن از اعضاي مهم اين سازمان پرداخته است: منوچهر گودرزي، خداداد فرمانفرماييان و عبدالمجيد مجيدي. از ميان اين سه نفر گودرزي مدير ردۀ بالاي سازمان بود و فرمانفرماييان و مجيدي مدتي رياست سازمان را بر عهده داشتند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۲ مرداد ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۰۳:۱۴ توسط:darki موضوع: نظرات (0)

جديدترين آمار شهدا و مجروحان حملات اسرائيل به غزه

جديدترين آمار شهدا و مجروحان حملات رژيم صهيونيستي به غزه
وزارت بهداشت فلسطين در نوار غزه اعلام كرد كه شمار شهداي حملات ارتش رژيم صهيونيستي به نوار غزه به ۶۰ هزار و ۴۳۰ نفر رسيده است.
به گزارش مشرق به نقل از فلسطين اليوم، وزارت بهداشت فلسطين در نوار غزه با صدور بيانيه‌اي جديدترين آمار شهدا و زخمي‌هاي حملات ارتش رژيم صهيونيستي به نوار غزه از هفتم اكتبر سال گذشته ميلادي تاكنون را اعلام كرد.

بر اساس اعلام وزارت بهداشت فلسطين در اپليكيشن شرطبندي غزه، در نتيجه حملات ارتش رژيم صهيونيستي به نوار غزه از هفتم اكتبر ۲۰۲۳ تا اين لحظه، به ۶۰ هزار و ۴۳۰ نفر به شهادت رسيده‌اند.

همچنين اين نهاد پزشكي فلسطيني بيان كرد كه شمار كلي زخمي‌هاي حملات ارتش رژيم صهيونيستي به نوار غزه از آغاز جنگ در اين باريكه به ۱۴۸ هزار و ۷۲۲ نفر رسيده است.

اين وزارتخانه اعلام كرد كه طي ۲۴ ساعت گذشته همچنين پيكر ۹۸ شهيد به بيمارستان منتقل شده است. همچنين در اين مدت ۱۰۷۹ نفر نيز زخمي شده‌اند.

همچنين از ۱۸ مارس ۲۰۲۵ و در موج جديد حملات به غزه نيز ۹۲۴۶ نفر شهيد و ۳۶۶۸۱ نفر زخمي شدند.

هنوز هزاران نفر ديگر نيز در نوار غزه مفقود و زير آوار هستند.

در مراكز توزيع كمك‌ها نيز طي ۲۴ ساعت گذشته ۳۹ نفر شهيد و بيش از ۸۴۹ نفر ديگر زخمي شدند تا شمار فلسطيني‌هايي كه در اين مراكز به شهادت رسيده‌اند به ۱۴۲۲ شهيد و ۱۰۰۶۷ نفر برسد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۲ مرداد ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۰۱:۵۴ توسط:darki موضوع: نظرات (0)

ادعاي عجيب ويتكاف درباره قحطي در غزه

ويتكاف پس از ديدار از غزه: مشكلات وجود دارد اما قحطي وجود ندارد!

 
 ادعاي عجيب ويتكاف درباره قحطي در غزه

فرستاده آمريكا به غرب آسيا به خانواده‌هاي زندانيان صهيونيست در غزه گفت كه بدون آزادي تمام زندانيان «پيروزي» وجود ندارد. او همچنين مدعي شد كه هدف، پايان دادن به جنگ غزه است، نه گسترش آن.

«استيو ويتكاف» فرستاده دونالد ترامپ، رئيس‌جمهور آمريكا به خانواده‌هاي زندانيان اسرائيلي در غزه گفت: بيشتر اسرائيلي‌ها خواهان بازگشت اسرا هستند. بدون آزادي تمام زندانيان پيروزي وجود ندارد.

طبق گزارش كانال ۱۲ تلويزيون رژيم صهيونيستي، وي با ناديده گرفتن جنايات رژيم صهيونيستي در حق ملت فلسطين كه قحطي در غزه به راه انداخته است، مدعي شد: مشكلات و كمبود در نوار غزه وجود دارد اما قحطي وجود ندارد. بعد از اينكه توانستيم ادعاي حماس درباره قحطي را رد كنيم مي‌توانيم به مذاكرات براي پايان جنگ ادامه دهيم.

اين ادعا در حالي است كه وزارت بهداشت غزه جمعه اعلام كرد قربانيان سياست گرسنگي در نوار غزه در پي ثبت سه مورد وفات ظرف ۲۴ ساعت گذشته به ۱۶۲ مورد از جمله ۹۲ كودك رسيد.

اين وزارتخانه اعلام كرد: بيمارستان‌هاي نوار غزه ظرف ۲۴ ساعت گذشته سه مورد مرگ در پي گرسنگي و سوء تغذيه را ثبت كردند كه از بين آنها دو كودك هستند. اين وزارتخانه بر ادامه بحران انساني در غزه در سايه محاصره و كمبود تجهيزات غذايي و پزشكي تاكيد كرد و از جامعه بين‌المللي و موسسات امدادرساني خواست وارد مداخله فوري شوند و كمك‌ها را وارد نوار غزه كنند.

۲۷ ژوئيه برنامه جهاني غذا هشدار داد كه يك‌سوم فلسطيني‌هاي غزه از چند روز پيش به دليل محاصره مستمر رژيم صهيونيستي هيچ غذايي نخورده‌اند. طبق آمارهاي برنامه جهاني غذا يك‌چهارم فلسطيني‌ها در غزه با شرايطي شبيه به قحطي مواجه هستند. در حالي كه ۱۰۰ هزار كودك و زن سوء تغذيه شديد دارند.

از سوي ديگر، ويتكاف گفت: ما براي رسيدن به يك سايت شرطبندي فوتبال براي آزادي ۵۰ اسير اسرائيلي و پايان جنگ تلاش مي‌كنيم. اين طرح براي گسترش جنگ در غزه نيست بلكه براي پايان آن است. اين طرح با هدف آزادي تمام اسرا است. بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل به پايان جنگ پايبند است.

از سوي ديگر برخي خانواده‌هاي زندانيان اسرائيلي كه با ويتكاف ديدار كردند، گفتند: انتظار چيزي از اين ديدار نداشتيم. وي اين شعارها را تكرار مي‌كند كه حماس خواهان معامله نيست. فرستاده آمريكا درباره تلاش‌هايي صحبت مي‌كند نه در حقيقت هيچ مسئله جديدي وجود ندارد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۲ مرداد ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۰۰:۴۳ توسط:darki موضوع: نظرات (0)

«عقلانيت انقلابي» فراجغرافيايي و فرامذهبي مي‌انديشد و عمل مي‌كند

«عقلانيت انقلابي» فراجغرافيايي و فرامذهبي مي‌انديشد و عمل مي‌كند

رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي قم مي‌گويد: عقلانيت انقلابي بايد خودش را ملزم كند به در زمان نماندن، بلكه به‌روز شدن، به زمانه شدن ملزم باشد. عقلانيت انقلابي بايد خودش را محصور به حوزه جغرافيايي نداند.
موضوع عقلانيت انقلابي از جمله كليدواژ‌ه‌هايي است كه در فضاي گفتمان سياسي توجه خاصي به آن شده و نخبگان علمي و سياسي در اين باره مطالبي را ارائه كرده‌اند. طبيعي است كه در عرصه حكمراني بحث عقلانيت نكته حائز اهميتي است و اصل اين مطلب مورد تاييد تمام عقلاي عالم است؛ اما اينكه دقيقاً عقل چيست و عقلانيت چه ويژگي‌هايي دارد، از نظر مصداقي با اختلاف نظرهايي همراه است و هر فرد و مكتبي با شاخصه‌هايي كه به آن معتقد است تعريفي از اين مقوله دارد.

در عرصه سياسي ايران نيز جريان‌ها و نخبگان، بر اين مطلب اذعان دارند كه در سياست‌ها بايد با عقلانيت انقلابي برخورد شود. با توجه به اهميت اين موضوع رسانه رحا مديا در اين باره گروه حوزه و روحانيت خبرگزاري تسنيم، گفت‌وگويي با حجت الاسلام دكتر يحيي جهانگيري، رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي قم، ترتيب داده كه تقديم مخاطبان محترم مي‌شود.

تسنيم: يكي از ضرورت‌هاي برپايي و دوام و بقاي نظام جمهوري اسلامي اين است كه آحاد ملت و افراد دولت از عقلانيت برخورد باشند. در اين باره نكات ابتدايي را بيان كنيد.

جهانگيري: اساساً يك بحثي است كه انديشه براي پايداري و پايايي خودش نيازمند به نوسازي است. اگر انديشه‌اي قدرت نوسازي مفهومي نداشته‌ باشد، زمين مي‌خورد. اگر مي‌بينيم تفكرات اخباري‌ها، سوفيست‌ها و حتي اصولي‌ها و هر انديشه‌اي برهه‌اي زمين خوردند آنجايي بود كه قدرت نوسازي دروني خودشان را بالقوه يا بالفعل نداشتند. گاهي اوقات خود انديشه اساساً ظرفيت جوششي ندارد، يا ظرف و زمينه نوآفريني انديشه‌اي دارد، ولي بالفعل اتفاق نمي‌افتاد، در اين‌جا هم زمين خواهد خورد.

جريان انديشه‌اي، انديشه‌اي است كه عده‌اي پيرو آن هستند؛ اما وقتي گفتمان شد توده‌ها پيرو او هستند. به تعبير رهبر انقلاب كه وقتي گفتمان را تعريف مي‌كند، آن را مثل اكسيژن مي‌داند. انسان بدون اكسيژن را نمي‌توان تصور كرد. هوا آلوده هم باشد نمي‌توانيم بگوييم اكسيژن نمي‌خواهيم. بد هم باشد بايد استشمام كرد. انديشه وقتي گفتمان شد رقبا هم مجبور به پذيرش هستند.

جريان و مكتب فكري وقتي به گفتمان تبديل شد ديگر رقيب ندارد. مردم به پذيرش آن پايبند مي‌شوند. اين چه زماني اتفاق مي‌افتد؟ يكي از اقتضائات آن اين است كه آن جريان فكري امكان نوسازي و نوآفريني مفهومي و انديشه‌اي داشته‌ باشد. يكي از چيزهايي كه انقلاب ما را زنده نگه داشته و ما آن را نديديم اين بوده كه امامين انقلاب به نوسازي مفهومي پرداختند.

تسنيم: درباره اين نوسازي توضيح بيشتري لطف كنيد.

جهانگيري: شما ببينيد امام نظريه ولايت فقيه را قبل از انقلاب مطرح مي‌كند، بعد از انقلاب هم مطرح مي‌كند حتي تا لحظه‌هاي آخر عمر مباركش به نوسازي مفهومي مي‌پردازد. در دوره دوم انقلاب و زعامت رهبر انقلاب اتفاقات بزرگي رقم خورده كه مفاهيمي را توليد كردند و اين مفاهيم عملاً به نوسازي انقلاب كمك كرده؛ چه مفاهيمي كه در گام دوم مطرح كردند و چه مفاهيمي از جنس تمدن نوين اسلامي.

يكي از اين مفاهيم كه ما امروز بحث مي‌كنيم عقلانيت انقلابي است كه رهبر انقلاب معتقدند بايد به آن برسيم. الزامات نوآفرين را در همان نهضت نرم افزاري و جنبش علم مطرح مي‌كند؛ يعني مي‌گويد اين بايد اتفاق بيفتد. ظرف آماده است، اگر بالفعل اتفاق نيفتد، به قفل شدن انقلاب منجر خواهد شد. انقلاب ما مثل فرانسه و روسيه سياسي نبود كه يك انقلاب رخدادي باشد؛ بلكه يك انقلاب روندي و فرايندي بود.

انقلاب ما نبايد در دهه 60 بماند. اين انقلابي نيست. آن انقلاب در مفهوم غربي است كه يك رويداد است؛ اما در انديشه انقلابي امام، اساساً يك دگرديسي مفهومي در انقلاب ايجاد كرده است.

اساساً امام در مفهوم انقلاب، انقلاب كرده و انصافاً ظلم است كه ما انقلاب امام را به انقلاب غرب ترجمه كنيم. آنچه كه در پيش‌فرض‌هاي يك غربي است كه انقلاب كردند و خودشان پاي صندلي‌ها نشستند، اصلاً امام دنبال اين نبود. اگر اين بود، چرا بعد از انقلاب به قم مي‌آيد؟! مي‌رفت در كاخ‌ها مي‌نشست. امام اساساً مي‌گويد دنبال اين جابه‌جايي نيستم، آمدم تغيير بدهم.

انقلاب‌ها در طول تاريخ بازه زماني دارد و روز را جشن مي‌گيرند؛ اما وقتي از امام درباره انقلاب مي‌پرسند، انقلاب را از 15 خرداد مي‌گيرد و مي‌گويد گام دوم شروع شده كه انقلاب فرهنگي است. در ادامه رهبر انقلاب، انقلاب در بحث نهضت نرم افزاري و توليد علم را مطرح مي‌كند. انقلاب ما فرايندي است؛ يعني اين مثل خون هميشه جاري است.

انقلاب‌هاي دنيا مكان‌مند است. در يك جايي اتفاق مي‌افتد و تمام مي‌شود. انقلاب ايران اين طوري نيست؛ در ايران اتفاق افتاد؛ اما يك شعاع پيراموني تا جهان اهل سنت را در بر مي‌گيرد. اگر فقط يك انقلاب شيعي بود، فقط در شيعه بايد تأثير گذار بود؛ در حالي كه در جهان اسلام تغيير ايجاد كرد. يكي از علماي تراز اول اهل سنت پاكستان مي‌گفت ما به‌عنوان خليفة‌المسلمين با امام خميني بيعت كرديم. اين انقلاب معلوم است كه فراتر از شعاع شيعي و ايراني خودش رفته‌است.

تسنيم: نقش امام خميني را در عقلانيت انقلابي تبيين كنيد.

جهانگيري: يكي از چيزهايي كه در عقلانيت انقلابي بايد بحث كنيم همان خوانش امام بود كه نمي‌گذاشت در يك مفهوم شيعي بماند. امام يك مرجع تقليد تراز اول شيعي بود. او هرگز كاري نكرد كه اهل سنت او را خليفه خود نداند. جالب است كه شيعه او را به مثابه يك مرجع شيعي پذيرفت، اهل سنت به مثابه خليفه پذيرفتند و اين تغييري كه در جهان غير اسلامي نيز امام ايجاد كرد؛ يعني كليساها كه خالي مي‌شدند، اميد پيدا كردند كه ما هم مي‌توانيم كاري كنيم. اين يعني انقلاب، همچنان كه زمان‌مند نيست، همچنان مكان‌مند هم نيست. اين قدرت شعاع پردازي دارد. ما در چرايي و چيستي عقلانيت انقلابي، بايد به آن برسيم كه چقدر اين انقلاب را روايت عقلاني داشته‌ باشيم كه اهل سنت و مسيحيت همچنان وامدار باشد.

امام در منشور مي‌گويد حوزه‌هاي علميه براي جوامع ديگر هم مجتهد تربيت كنند. يعني روزي در حوزه فردي تربيت شود كه او مرجع بودايي‌ها، اهل سنت و... باشد. ما در حوزه فقط روحاني شيعه تربيت نكنيم. اين را امامي مي‌گويد كه در ساختار فكري او، انقلاب، مكان محور نيست و مرز ندارد و لذا از صدور انقلاب حرف مي‌زند. امام بسط انقلاب را نه يك بسط سرزميني و امپراطوري، بلكه بسط مفهومي و انديشه‌اي مي‌داند. اين وقتي اتفاق مي‌افتد كه نوسازي باشد.

اين انقلاب اگر مي‌خواهد رويداد نباشد و روند باشد بايد نوسازي داشته‌باشد. اين نوسازي را امامين انقلاب در عمل نشان دادند. اگر انقلاب ما هم مثل انقلاب‌هاي ديگر در دهه 60 بماند، اين جمله معروف جامعه شناسي اتفاق خواهد افتاد كه انقلاب فرزندان خود را مي‌خورد. چرا؟ براي اينكه در دهه 60 ماندي و به نسل زد و آلفا رسيدي كه اساساً نه امامي ديدند، نه جنگي ديدند و انقلاب براي اين‌ها يك رويداد بوده و تمام شده‌است. انقلاب براي اين‌ها در موزه خواهد بود.

اما اگر باور داشته‌باشيم كه انقلاب فرايند است، بايستگي و ضرورت بحث از مفاهيم انديشگي مثل مفهوم عقلانيت انقلابي براي ما پيش مي‌آيد. انقلاب ما با انقلاب‌هاي ديگر فرق مي‌كند. نوسازي چرا اتفاق مي‌افتد؟ انقلاب با استقلال و آزادي شروع شده‌است؛ هيچ‌گاه در دهه 50 كليد واژه عقلانيت انقلابي پيدا نمي‌كنيد. آن زمان آن مفهوم بود؛ اما وقتي امامين انقلاب، انقلاب را يك فرايند مي‌بينند، مي‌گويند الان اين انديشه مي‌تواند انقلاب را نوسازي كند. اين يعني اين ظرف، قابليت دارد و بخش انديشگي ما هم بايد اين را به فعليت برساند.

تسنيم: نقش مفاهيم غربي در تحريف مفاهيم انقلابي را چگونه تحليل مي‌كنيد؟

جهانگيري: حداقل اين است كه ما نه‌تنها نگذاريم مفاهيم غربي‌ها پيشران جامعه ما بشود؛ بلكه مفاهيم انقلاب ساخته با تبيين و توصيف و تعريف غربي باز تعريف نشود. اگر انقلاب را با تعريف آن‌ها باز تعريف كنيم خطرناك‌تر از اولي است. پوپر جمله خوبي دارد كه در علوم انساني دعواها، لفظي بوده. دليلش اين بوده كه اين‌ها اساس خيلي جاها مفاهيمي را گفتند و نتوانستند تعريف ماهوي از آن مفهوم ارائه بدهند، تبيين حدود و صغور داشته‌باشند؛ ترسيم مرزها، مشتركات و مختلفات اين مفهوم را با مفهوم ديگر داشته‌باشند.

اگر ما مفهوم عقلانيت انقلابي را نتوانيم تعريف و ترسيم كنيم دعوايي كه پوپر گفت اتفاق مي‌افتد؛ اولاً هركس با خوانش خودش اين را رقم خواهد زد. با توجه به برتري دست غرب در تبيين مفاهيم، عملاً اين مفهوم عقلانيت انقلابي هم در غالب همان مفاهيم غربي تبيين خواهد شد كه اتفاقاً باز خطرناك خواهد بود. اينجاست كه ما بايد مرزهايي را مشخص كنيم و اگر مشخص نشود، عقلانيت انقلابي ضد خودش را ايجاد مي‌كند.

تسنيم: با توجه به فرمايشات شما چرا عقلانيت مهم است؟

جهانگيري: انقلاب ما پروژه‌اي نبوده؛ بلكه پروسه‌اي بوده؛ يعني پوست اندازي و رشد مي‌كند و در درون خودش شكوفايي ايجاد مي‌كند. در يك برهه‌اي مي‌رسد كه انقلاب فرهنگي را مطرح مي‌كند؛ انقلاب سياسي اتفاق‌افتاده، حالا وقت انقلاب فرهنگي است. انقلاب از جنس تمدن نوين مطرح است، حالا به عقلانيت انقلابي مي‌رسيم. چرا رهبر انقلاب در بيانيه گام دوم اين مفهوم را مطرح مي‌كند؟ مي‌گويد الان وقتش است اين مفهوم هم به نوسازي برسد. اگر پروژه‌اي بود همان اول بيان مي‌شد. اين درست است كه مثابه كليد واژه درون انقلاب نبوده؛ ولي اين‌ها شعاع‌هاي پنهاني بوده، حالا رهبر انقلاب كه وقتي مي‌بيند، دقيقاً آن نقطه‌ها را بزرگ مي‌كند كه اگر فرايند اين انقلاب مي‌خواهد اتفاق بيفتد اين كليدواژه‌ها بايد ترسيم شود.

تسنيم: به‌صورت واضح تعريف عقلانيت انقلابي از نظر شما چيست؟

جهانگيري: بعضي‌ها كه مي‌گويند انقلابي هستند و كار عقلاني نمي‌كنند يا كساني كه انقلابي هستند و فكر مي‌كنند كار عقلاني مي‌كنند، آنهايي كه مدعي هستند عقلاني كار مي‌كنند و خودشان را انقلابي مي‌دانند دليلش اين است آن انقلابي هنوز از عقلانيت، آن مفهوم ريزنينگ كه در غرب تبيين شده بود را مي‌بيند و شايد بعضي هم به‌عنوان عقلانيت كار مي‌كنند به مثابه ريزنينگ كار مي‌كنند؛ آن بچه‌هاي انقلابي با دغدغه انقلابي نگران هستند. من اين بچه‌هايي كه به نام انقلابي نگاه مي‌كنند و بعضي مسائل را به نام عقلانيت مي‌بينند، ناراحت مي‌شوند، حق دارند؛ چون بعضي مواقع احساس مي‌كنند به نام عقلانيت خيلي چيزها در غرب اتفاق‌افتاده است و فضيلت‌ها فراموش شده‌است. شما با عقلانيت راسيوناليستي خيلي چيزها را حذف كردند. اين نگران است.

از طرف ديگر آن‌هايي كه با نگاه عقلاني به برخي مسائل مي‌گويد ما عقلانيت داشته‌باشيم، نگاه مي‌كند كه خوانش بعضي كارهاي انقلابي از انقلاب هنوز دهه 60 است. از زمان بالاتر نرفتند و انقلاب را هنوز در ايران مي‌بينند، چگونگي تعامل با اهل سنت را نمي‌بينند؛ او هم نگران است. پس هر دو اين‌ها با نگاه خوش‌بينانه از سر دغدغه است؛ اما اين دغدغه چرا شكل مي‌گيرد؟ چون مفاهيم درست تبيين نشده است.

آن انقلابي كه در بعضي مفاهيم مثل برخورد با برخي جريان‌هاي اهل سنت تيز مي‌شود، او خيال مي‌كند به نام انقلابي‌گري ممكن است اتفاقي براي جهان شيعي بيفتد و لذا مي‌گويد من دغدغه انقلاب دارم و افراد ديگر را متهم مي‌كند كه شما به نام عقلانيت مثلاً سكولاريسم را رشد مي‌دهيد يا مثلاً در تعاملات بين‌المللي كه اتفاقاتي مي‌افتد، اين‌ها نگران هستند و اين نگراني ارزشمند است؛ اما چون تبيين نشده ضديت توليد مي‌كند، عقلانيت در مقابل انقلاب و انقلابي در مقابل عقلانيت قرار مي‌گيرد، يا آن آدمي كه به مثابه عقلانيت مي‌گويد عقلانيت داشته‌باشيم، وقتي بعضي كارهاي انقلابي را مي‌بيند كه فهم‌شان از انقلاب هنوز فهم امام نيست، خب اينجا نگران مي‌شود. امام وقتي انقلاب مي‌كند، يكي از انقلاب‌هايي كه امام انجام مي‌دهد فقط سياسي نبوده، انقلاب فقهي هم بوده. امام يك فقيه انقلابي بوده؛ يعني از فقهش يك انقلاب توليد كرده و از انقلابش فقه را انقلاب مي‌كند.

ديدگاه‌هاي امام را در بحث‌هاي فقهي ببينيد. امام حتي اصلاً منهج را تغيير مي‌دهد. وقتي به بحث شطرنج مي‌رسد، به قانون كار و يا آن نامه معروفي كه در خطبه‌هاي نماز جمعه؛ اين‌ها نشان‌مي‌دهد كه امام نگاهش به فقه اين است كه اگر انقلابي اتفاق‌افتاده، بايد انقلابي در فقه هم بيفتد و با همان فقه جواهري معنا مي‌كند. پس اگر ما بين اين دو تعارضي مي‌بينيم او ديگري را متهم مي‌كند دليلش عدم تبيين ترمونولوژيك اين مفاهيم است و نزاع توليد مي‌كند. ما بايسته است اين را حل كنيم.

همان‌هايي كه از عقلانيت حرف مي‌زنند و بخشي بچه‌هاي انقلاب هستند و نگران اين هستند كه اين اتفاقات نيفتد، انقلاب ما قدرت نوسازي نداشته‌باشد، وقتي به حجاب مي‌رسد اين‌ها از بعضي ضروريت‌ها مي‌گويند كه بايد اين كار را بكنيم.

بعضي افراد مي‌گويند ما در بحث قانون حجاب بايد عقلانيت به خرج بدهيم، وقتي شوراي امنيت تصميم گرفته بايد از عقلانيت برخوردار باشيم. بچه‌هايي هم با تم انقلابي مي‌گويند اگر اينجا كم بياوريم پس تا كي وادادگي مرزي داشته‌باشيم. هر دو با دغدغه اتفاق مي‌افتد؛ ولي اين دو كليد واژه وقتي كنار هم قرار مي‌گيرد يك نوسازي مفهومي توليد مي‌كند.

وقتي انقلاب مي‌خواهد فرايندي بشود بايد اين مفاهيم باز توليد شود، اگر نشود، بچه‌هاي انقلاب به جان هم مي‌افتند. انقلابي‌ها را با عبارات واپس‌گرا و دهه شصت؛ اينها هم با ليبل‌هاي مختلف ديگري متهم مي‌كنند.

براي اينكه مفاهيم نوآفرين تببين شود هميشه بهترين منهج اين است كه ما بياييم رقيب‌هاي آن‌ها را تعريفي داشته‌باشيم و ببينيم رقيب چه تعريفي دارد و ما چه تعريفي داشته‌باشيم.

تفاوت عقلانيت با عقل

تفاوت عقلانيت با عقل در اين است كه عقل ناظر به حوزه نظر است و عقلانيت ناظر به كاربست و عمل است. در واقع بحث آقاي جوادي كه جهل را ناظر به حوزه نظر مي‌دانند و مي‌گويند شما وقتي جاهل هستيد به علم مي‌رسيد، شما جزم پيدا مي‌كنيد كه الان رسيدم به اينكه ظلم به فلسطيني‌ها گناه است. اما او بايد از جهل رهيده با ياد گرفتن، ولي از جهالت هم بايد برهد. اين جهالت كي مي‌رهد؟ وقتي كه او به عزم هم برسد. فهميد به فلسطيني‌ها ظلم شده‌است، حكمت نظري را به حكمت عملي هم تبديل كند، تصميم بگيرد. خيلي‌ها هستند به جزم رسيدند، مي‌بيند در فلسطين چه اتفاقي مي‌افتد؛ اما هيچ كنشي ندارد، در مقابل اتفاقات ساكت هستند. يكي از واژه‌هايي كه رهبر انقلاب استفاده كردند بحث ساكتين دقيقاً اينجاست. به جزم رسيدي، حكمت نظري اتفاق‌افتاده ولي تو اين را به حكمت عملي تبديل نكردي.

در بحث فلسطين، بعد هفت اكتبر انجمن اخلاق شناسان آلمان بيانيه دادند و خيلي راحت از صهيونيست حمايت كردند. اين جهلش را به علم تبديل كرده؛ اما قدرت عزم نداشت و حكمت نظري را به عملي تبديل نكرد و نتيجه آن بيانيه شد. پس ما رهيدن از جهل فقط كافي نيست، رهيدن از جهالت هم لازم است.

تسنيم: رابطه عقل و عقلانيت با حكمت نظري و عملي چيست؟

جهانگيري: ما وقتي عقل و عقلانيت را مي‌گوييم دقيقاً بايد بگوييم عقل در حوزه حكمت نظري است و وقتي است كه انسان به جزم مي‌رسد؛ اما عقلانيت در حوزه حكمت عملي است. ما خيلي از جاها انديشمنداني داريم كه اين‌ها به برخي واقعيت‌ها مي‌رسند؛ اما وقتي در بزنگاه بايد اين را كنش پدافندي يا افندي داشته‌باشند عمل نمي‌كنند. عقلانيت انقلابي مي‌گويد كه نبايد انديشه وز ران كنار به‌مانند.

پس اولين نكته ما وقتي مي‌گوييم انقلابي، منظور تعريف غربي نيست. تعريف ما كاملاً بايد دقيقاً ٱن چيزي است كه امامين انقلاب با همان شاخص‌هاي فرا زماني و فرا مكاني تبيين كردند.

عقلانيت انقلابي بايد خودش را ملزم كند به در زمان نماندن، بلكه به‌روز شدن، به زمانه شدن ملزم باشد. عقلانيت انقلابي بايد خودش را محصور به حوزه جغرافيايي نداند تصميماتي كه مي‌گيرد بداند انقلاب ما محصور به اين‌ها نيست، هر تصميمي مي‌گيرد درون مرزها نخواهد بود. بايد وراي مرزها هم اتفاق بيفتد. عقلانيت انقلابي وقتي تصميمي بگيرد فقط انقلاب را محدود به قم و شيراز و مشهد و تهران نداند؛ بچه‌هاي انقلابي لبنان و نيجريه آمريكاي لاتين همه جاي دنيا را در نظر بگيرد.

چند جايي كه عقل در تاريخ شيعه با مفاهيم گره خورده و جالب است؛ چون عقلانيت انقلابي يك مفهوم تركيبي است، تركيب عقلانيت با اين مفاهيم چگونه توانسته هم سنخ باشد و كجا به تنازع برسد و ما تجربه آنها را بگيريم و بفهميم عقلانيت انقلابي يعني چه.

ما اول دو عرصه ضد هم را ديديم. ما يك اشتداد شديد در عقلانيت داشتيم و آن عقلانيتي است كه قرن 19 و 20 با عنوان عقلانيت راسيوناليستي وارد شد. افرادي مثل شهيد مطهري و علامه طباطبايي علامه مصباح، آيت الله جوادي در مقابل اين جريان ايستادند. همه اين آدم‌ها فيلسوف بودند؛ يعني عقل‌گرا بودند، اما در مقابل آن عقل ايستادند؛ چون مي‌دانستند اين عقل‌گرايي كه وارد سرزمين ما مي‌شود با معارفي كه داريم تنازع ايجاد خواهد كرد.

دومين نگاه اين بود كه عده‌اي در مقابل اين نگاه غرب‌گرايانه به‌جاي اشتداد به انسداد متن‌گرايي رسيدند. واقعاً آمدند آن‌قدر در مفاهيم بومي ما ماندند، قدرت مرز زدايي را از اين‌ها گرفتند و اين نگراني‌هايي بود كه در طول تاريخ اخباري‌ها، نئواخباري‌ها و تفكيكي‌ها را داريم.

تسنيم: مصداق واضح‌تري را درباره تاريخچه اخباري‌گري و تقابل آن‌ها ذكر كنيد. ‌

جهانگيري: مثلاً در قرن چهارم اولين بار اجتهاد مي‌خواهد وارد فقه ما بشود و فقه ما به مثابه مكانيزم توليد زيست بهتر براي بشر، شيخ طوسي اين مكانيزم را وارد فضاي فكري ما مي‌كند. قبل از او مي‌گفتند كسي مجتهد است، بد معرفي مي‌كردند، مجتهد معناي منفي داشت. ما اگر معنا شناسي كنيم واژه اجتهاد در قرن دوم در دستگاه فكري شيعه معناي منفي داشت ولي شيخ طوسي معناي مثبت مي‌دهد.

او مي‌گويد مجموعه دستگاه فكري من بخواهد با عقلانيت زيست كند، مفاهيم اجتهاد را پديد مي‌آورد كه بخشي از آن وام گرفته از اهل سنت بوده و اصول را مي‌آورد. اما شما ببينيد مرجع اين دو چگونه بوده است. مكتب حله كاملاً اين را نقد مي‌كنند و اين‌قدر مخالف مي‌شوند كه مي‌گويند فقه ما با اين عقل‌گرايي كه مي‌خواست اجتهاد ما را پويا كند، مي‌بينيم كه فقه ما دارد سني زده مي‌شود، مخالفت كردند و مكتب حله شكل مي‌گيرد.

اين دوگانه‌هايي كه با عقل در تاريخ ما شكل‌گرفته، يكي شيخ طوسي است كه با عقل به مثابه اصول اهل سنت تعريف كند؛ شكل مي‌گيرد مكتب حله مخالفت مي‌كند، اوج مخالفت‌ها را با محدث نوري داريم كه مي‌گويند اصلاً اصول را نخواستيم كه اين اصول بوم زيست ما را به‌هم‌ريخته.

عده‌اي انقلابيون مي‌گويند كه ما با عقلانيت مخالفيم، اين نگراني‌هاي تاريخي را دارند. به نام عقلانيت چيزهايي وارد شده كه افراد نگران شدند و جالب است اين نگراني از آن طرف بام افتاده و اخباري‌گري را ايجاد كرده است.

يكي از عللي كه وقتي تاريخ اين انديشه را نگاه مي‌كنيم، براي تبيين نگراني‌هاي تاريخي وجود دارد كه سبب شده تبيين درستي نداشته باشيم و خيلي جاها اين واژ‌ها را مرج كرديم و هزينه داديم.

فقه ما به فقه شيخ طوسي رسيد؛ شيخ طوسي تنها كسي است كه واژه شيخ را گرفته و كار بزرگي انجام داده؛ اما چه مي‌شود كه علماي بزرگ مكتب حله به‌نقد او مي‌پردازند و از دل اين جريان اخباري‌گري به وجود مي‌آيد. اين تركيب دوگانه عقلانيت با مفهوم ديگري مثل فقه شيعه ضد خودش را توليد كرده است و ما بايد الان نگران باشيم اين عقلانيت و انقلابي در كنار هم قرار بگيرند آن هزينه تاريخي را ندهيم و از دل اين عقلانيت انقلابي يك جريان كاملاً افراطي عقل‌گرايي يا جريان اخباري‌گري توليد نشود.

من همين جا عرض كنم يكي از چيزهايي كه در پروژه‌هاي غربي شكل‌گرفته اين است كه مي‌خواهند انقلاب ما را دچار انسداد كنند. يكي از پروژه‌هاي جدي است كه در غرب شكل‌گرفته و دنبال اين هستند اگر انقلاب اسلامي مي‌خواهد پايايي و حيات خودش را داشته‌باشد، بايد دچار اخباري‌گري بشود. اصلاً چرا در دانشگاه‌هاي اكستر و... اخباري پژوهي و حديث پژوهي شيعه جدي شده‌است. اين‌ها مي‌گويند ما اين‌ها را پژوهش كنيم كه اگر اين ميراث از شيعه را احيا كنيم شيعه به انسداد مي‌رسد.

ما صفويه را داشتيم و به‌معناي واقعي امپراطور بوده. صفويه به آن بزرگي زمين خورد. چرا؟ اينكه مي‌گويم براي اين مفاهيم بگرديم تطور تاريخي را ببينيم، ديدن اين‌ها باعث تعريف درست مي‌شود. تعريف درست نداشتن، هزينه تاريخي را داديم. ما صفويه را از دست داديم. صفويه‌اي كه با مكتب حله جان گرفته‌بود، آخرش به حديث‌گرايي و انسداد رسيد. صفويه از درون متلاشي شد. اينكه در غرب شيعه‌پژوهي را با تم‌هاي حديث پژوهي و اخباري گري دنبال مي‌كنند، مي‌خواهند اين عقلانيت انقلابي شكل نگيرد. مي‌دانند اين عقلانيت انقلابي نوآفرين است و مكتب توليد مي‌كند، دوام و استمرار مي‌دهد. وقتي اين اتفاق بيفتد اين انقلاب زنده مي‌ماند. چرا رهبر انقلاب از مفهوم انقلابي استفاده مي‌كند؟ چون مي‌داند اين دال مركزي حيات مي‌دهد.

پس انقلاب ما از دو چيز ضربه خواهد خورد؛ طول تاريخ اين را گفته. آن اشتداد عقل‌گرايي و انسداد خبرگرايي. هر دو ما را كنار مي‌زند. ما بايد اين دو را كنار هم قرار بدهيم.

مورد بعدي تركيب عقلانيت فلسفي با عقلانيت معارف ما بوده. فلسفه غرب وارد ما شده. فلسفه غرب را از يونان مي‌گيريم؛ از ارسطو و سقراط و افلاطون تا فلسفه جديد كه وارد شده‌است.

وقتي فلسفه وارد ما مي‌شود، مفاهيم ما را نوسازي مي‌كند. واجب‌الوجود و خيلي از مفاهيم تعريف مي‌شود. اما يك نگراني اتفاق مي‌افتد. عقلانيت با مفهوم ديگر گره مي‌خورد، دوباره نگراني ايجاد مي‌كند. در فقه، شيخ طوسي نگراني‌هايي تاريخي ايجاد كرد و آخر به اخباري‌گري و عملاً سقوط صفويه رسيد.

فلسفه به مثابه يك دانش عقلاني وارد مي‌شود، تركيب درستي اتفاق نيفتد از دلش مكتب تفكيك بيرون مي‌زند. مكتب تفكيك مي‌گويد اصلاً عقلانيت فلسفي مفاهيم ما را نابود مي‌كند؛ ما در روايت واجب‌الوجود نداريم، ما مفاهيم ديني خودمان را داريم؛ آن، اين‌ها را نابود مي‌كند. اساساً اينجا كار نداريم كدام درست يا غلط است. تركيب‌هاي نادرست از دل جريان كه مي‌تواند همسو با جريان باشد باشد ضد خودش را با دغدغه توليد مي‌كند.

تسنيم: نگراني گروه‌هايي كه از انقلابي‌گري و عقلانيت دم مي‌زنند را چطور مي‌بينيد؟

جهانگيري: اينكه ما مي‌بينيم چرا بعضي جاها به نام انقلابي‌گري نگرانند و جالب است كه همديگر را متهم مي‌كنند و هر دو سرباز انقلاب هستند؛ ولي در برابر هم قرار مي‌گيرند. وقتي اين دو تا تركيب درست اتفاق نيفتد ما ضد خودمان را توليد مي‌كنيم، ما در ناخودآگاه هر دو با نيت‌هاي خير در مواجهه با هم قرار مي‌گيريم. اين‌ها تجربه ما است كه ما بايد بتوانيم استفاده كنيم كه كجا اين هزينه‌ها را داديم.

عقلانيت و انقلاب را بايد طوري قرار دهيم كه تجربه‌هاي گذشته تكرار نشود. تجربه‌هايي كه بزرگ‌ترين فرصت‌ها را از ما گرفت و علماي بزرگ ما را در برابر هم قرار داد.

شاخصه‌هاي عقلانيت انقلابي، الهام گرفته بر اساس ديدگاه آيت الله جوادي  

عقلانيت انقلابي فرا نقل است. دين را منحصر در نقل نمي‌داند؛ شما بينيد در طول تاريخ بخشي از دين‌داري، استنتاج ديانتي ما منبعش را در نقل ديده‌است. شما كتاب‌هاي ديني ما را ببينيد و فقط به يك هوش مصنوعي بدهيم همه كتاب‌هايي كه در حوزه كلام تاريخ و فقه ما نوشته شده اين را تجزيه كند چقدر حاصل عقل بوده و چقدر حاصل نقل بوده است. خيلي راحت خواهد گفت نقل، سهم بيشتر داشته است. اين سرزنش گذشته نيست؛ بلكه مي‌خواهيم براي آينده الهام بگيريم. گذشته تجربه براي ما است كه مسير آينده را پيدا كنيم. كلام يك دانش عقلي است. در كلام هوش مصنوعي دهيد ميزان استنتاجات سهم عقل را بررسي كند.

انقلاب در قم حادث شده و از قم بايد صادر شود. چرا دشمن حوزه را هدف قرار مي‌دهد؟ چون مي‌داند دوام انقلاب از اينجا است. بايد براي خودمان حل شود كه چه قدر عقل و نقل در تاريخ ما سهم داشته است. اولين شاخص اين است عقل فرا نقل است؛ ولي فرا دين نيست. عقل بخشي از دين مي‌شود، نه در برابر دين و دين دو بال باز مي‌كند، يكي بال عقل است و يكي بال نقل؛ و ما از عقل به مثابه منبع فكري استفاده مي‌كنيم، چيزي كه در طول تاريخ كم داشتيم.

مفهوم عقلانيت انقلابي يك اقيانوس ديگري را براي متفكران اسلامي و انقلابي توليد كرده. اگر منِ متفكر انقلابي تا ديروز مي‌خواستم منبع خودم را فقط نقل بدانم، عقلانيت انقلابي، يك اقيانوس ديگري را در كنار ما قرار مي‌دهد. ما از اين اقيانوس هم استفاده مي‌كنيم. اين در در جبهه‌گيري خيلي مهم است. در جبهه‌گيري يك موقع ظرفيتي كه براي خودم است دو دستي دادم به رقيب؛ ما عقلانيت را دو دستي به رقيب داديم و رهبر انقلاب مي‌بيند، ما بايد از اين ظرفيت استفاده كنيم. بازپس‌گيري منبع؛ ما اين منبع را دوباره بايد بگيريم.

تسنيم: ماهيت عقلانيت انقلابي چيست؟

جهانگيري: چيستي عقلانيت انقلابي اين است كه در برابر دين نيست، در برابر نقل است. اين در كنار نقل كمك مي‌كند و خودش سايه‌اي از دين را دارد و زير چتر دين براي كمك كردن قرار گرفته است.

ما اين حجت باطنيه را بايد اينجا احيا كنيم. اين حجت بايد در فقه و كلام خودش را نشان بدهد. در كنار اين‌ها علوم انساني و اسلامي مطرح مي‌شود. ما وقتي از علوم انساني و اسلامي حرف مي‌زنيم يك منبع ديگري را هم آفريديم، چون بعضي مي‌گويند امكان ندارد، شما n تعداد روايت داريد چطور مي‌توانيد اين دانش‌ها را توليد كنيد. كسي كه اين حرف را مي‌زند قبلاً اين منبع بزرگ را توليد كرده. اين خيلي مهم است.

در اين نگاه ما مي‌بينيم كه عقل حجت باطني مي‌شود، ساحتي از وحي نوشتاري داريم و وحي منزول داريم و وحي معقول داريم. وحي معقول خودش را نشان‌مي‌دهد، كنار هم اين خودش را نشان‌مي‌دهد و در واقع اين ظرفيت را ايجاد مي‌كند. اين عقلانيت انقلابي و اين فرامتن را بايد احيا كنيم.

 ما الان تازه فهميديم چنين منبعي داريم و هنوز وارد اين منبع نشديم. شما ببينيد تاريخ هزار ساله داريم درباره احاديث بحث كرديم كه حديث صحيح و مستند و... چيست. يك تجربه دانشي بزرگي داريم. معتقدم براي تبيين بيشتر، مفهوم عقلانيت انقلابي، ما اين اقيانوس دوم را اين بار بايد بازسازي كنيم و ببينيم اين اقيانوس، حالا كه ديده‌بان آمده اين دو را در كنار هم قرار داده، اين‌ها چگونه  كنار هم قرار بگيرد از ظرفيت عقل استفاده كنيم.

در اصول فقه به تعبير يكي از بزرگواران ما حتي در نظر اصولي هستيم ولي در عمل اخباري هستيم. يعني كلي مباحث اصولي داريم؛ ولي به فتوا كه مي‌رسيم اخباري‌گر مي‌شويم. به‌خاطر شهرت فتوايي، شهرت عمليه، خيلي چيزها را راحت كنار مي‌گذاريم، نمي‌توانيم عبور كنيم. عقلانيت انقلابي اينجا خودش را در فقه و در زيست اجتماعي نشان‌مي‌دهد.

به نظر اين اقيانوس نياز به كشف دارد. ما درباره چيستي مفهوم عقلانيت انقلابي، اول بايد انقلاب را باز تعريف، براساس انديشه امامين انقلاب و البته عقلانيت را با اين تجربه تاريخي، با اين همكرانه‌ايكه با ما در طول تاريخ داشته و هزينه كرديم، اين دو را با در كنار هم قراردادن به نتيجه برسانيم.

نمونه‌ها را داريم. فتواي امام در بحث حج؛ حج يك واجب است. امام وقتي مي‌بيند عزت اجتماعي مسلمانان صدمه مي‌بيند، مي‌گويد حج نرويد. امام كدام منبع را مي‌بيند؟ امام يك فرد انقلابي است ولي عقلانيت را كنارش مي‌بيند و استفاده مي‌كند.

تسنيم: اگر نكته پاياني داريد بيان كنيد.

جهانگيري: يك چيزي كه سبب مي‌شود انديشه ماندگار بشود، هر چه انديشه‌اي قاعده و طول عرضي‌اش قوي باشد طول ارتفاعي و زماني آن هم بيشتر خواهد شد؛ يعني انديشه هر چقدر افقي گسترش خوبي داشته‌باشد، از حيث زماني هم بيشتر و ماندگارتر خواهد شد. امام يك روحاني شيعه بود، ولي اهل سنت مي‌گفتند اين براي ماست.

اهل سنتي را ديدم كه نام فرزندانش را به نام رهبران انقلاب ما گذاشته‌ بود. اين يعني او فاصله را نمي‌بيند، مي‌گويد من جزو تو هستم، تو نقطه مطلوب من هستي. يعني انقلاب خودش را فرا زمين، فرا زمان و فراتر از مليت ببيند. انقلابي حق ندارد نقطه برش خودش را در يك شعاع محدود ببيند و آن ظرفيت‌هاي بيرون را به مثابه ظرفيت نگاه نكند. هيچ‌گاه نبايد تبيين و تعريف مفهوم عقلانيت انقلابي را برش ملي و مذهبي بدهيم. بايد فراملي و فرا مذهبي بدانيم.

وقتي انقلاب را امتداد امامت مي‌دانيم، امتداد واقعي مي‌دانيم نه دانلود سايت شرطبندي. امتداد را ربطي مي‌دانيم؛ يعني همين الان امام است و ما ادامه او هستيم. همزمان با هم حركت مي‌كنيم، واقعاً امتداد هم‌عصر داريم. هنري كربن جمله خوبي دارد، مي‌گويد شيعه زنده‌ترين مكتب است؛ چون امامش هنوز هست. وقتي اين ولايت هنوز هست ما اين‌جا به اين مي‌رسيم اين امتداد تاريخي چگونه بايد شكل بگيرد. امام محدود به مرز مليتي بود، نه وقتي اين نيست من در عقلانيت انقلابي وقتي امتداد او هستم بايد تعريف خودم در آن شعاع باشد.

نكته ديگر اينكه درباره تجربه‌هاي تاريخي كه ذكر شد، انقلابي‌گري، ضد خودش را بايد توليد كند و يكي از مفاهيم دال مركزي ولايت است. زمان امام صادق عليه‌السلام عده‌اي خودشان را انقلابي مي‌دانستند به امام گفتند چرا قيام نمي‌كني؟! عده‌اي از بعضي شهرها رفتند به امام مي‌گفتند اگر قيام نكني در تو شك مي‌كنيم. اينكه در عقلانيت انقلابي، اگر تطور تاريخي نيايد، اين تنقيح مفهومي اتفاق نمي‌افتد، ببينيم در كجا به نام عقلانيت هزينه داديم؛ چون در كنار عقلانيت، انقلابي نبوده يا بالعكس. اين تجربه‌هاي تاريخي سنگين بوده در طول تاريخ داديم. اين امام است كه اين دو را بالانس مي‌كند كه كجا بايد چگونه باشد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۲ مرداد ۱۴۰۴ساعت: ۰۳:۵۹:۱۴ توسط:darki موضوع: نظرات (0)

پرهيز از گناه نابخشودنيِ روزمرگي

پرهيز از گناه نابخشودنيِ روزمرگي

سردار حاجي زاده با تلاش شبانه روزي خود دستاوردهاي شاخصي در زمينه‌هاي موشكي، پهپادي، فضايي، و مهندسي به ارمغان آورد. او هيچگاه دچار روزمرگي نشد؛ سردار شهيد حاجي زاده آنچه انجام داد فراتر از چيزي بود كه وظيفه داشت.
خبرگزاري تسنيم ـ مجتبي صداقت؛ وصيت‌نامه سردار شهيد اميرعلي حاجي زاده را مي‌توان نشأت گرفته از عشق و دلدادگي او به خداي متعال، اهل بيت ـ عليهم السلام ـ ، نظام اسلامي، رهبر معظم انقلاب، مردم و ايران دانست. وصيت‌نامه‌اي كه با شكر خدا، بيان نعمت‌هاي الهي بر ايشان و اظهار عجز و اميد نسبت به پروردگار و آرزوي شهادت آغاز مي‌شود و با وصايايي به پاسداران و بسيجيان ادامه مي‌يابد و با بيان چند نكته خطاب به ملت ايران به پايان مي‌رسد.

يكي از نكاتي كه ايشان در توصيه به پاسداران و بسيجيان بيان مي‌دارد «پرهيز از دچار شدن به گناه نابخشودنيِ روزمرگي» است. يكي از چالش‌هاي فراگير انسان‌ها در عصر جديد، روزمرگي است. هنگامي كه انسان بدون تأمل عميق، تحت تأثير هنجارهاي اجتماعي به رفتارهاي تكراري، خو مي‌گيرد و به اهداف ناچيز قناعت مي‌كند دچار روزمرگي شده است. روزمرگي پيامدهايي همچون احساس پوچي و افسردگي را به دنبال دارد.  خود آن شهيد به خوبي از اين آفت دوري داشت.

سردار حاجي زاده با تلاش شبانه روزي خود دستاوردهاي شاخصي در زمينه‌هاي موشكي، پهپادي، فضايي، و مهندسي به ارمغان آورد. او هيچگاه دچار روزمرگي نشد؛ به عنوان مثال خود او بيان مي‌داشت: «اگر از امروز هر هفته يك رونمايي از يك شهر موشكي داشته باشيم تا دو سال آينده تمام نخواهد شد.» اين گفتار، نشانگر استمرار تلاش ايشان و همكارانش است. سردار شهيد حاجي زاده آنچه انجام داد فراتر از چيزي بود كه وظيفه داشت و اين يك درس بزرگ براي همه ما است.

منابع اسلامي نسبت به يكنواخت شدن زندگي و توقف پيشرفت، هشدار مي‌دهند. رشد و تعالي از اهداف اساسي دين اسلام براي انسان است. در روايتي از امام صادق ـ عليه السلام ـ آمده: «هر كه دو روزش يكسان باشد، زيانكار است و هر كس روز دومش بهتر از روز اولش باشد مورد غبطه است (بايد به برنامه او غبطه خورد و از آن سرمشق گرفت) و هر كه روز اولش بهتر از روز دومش باشد ملعون است و كسي كه رشد و بالندگي در خود نيابد به سوي كاستي‌ها و نقصان مي‌رود» (معاني الأخبار، ص342‌).

با اين توجه، چگونه مي‌توان از روزمرگي، رهايي يافت؟ در آموزه‌هاي ديني، يكي از راهكار‌هاي عملي براي تبديل روزمرگي به فرايندي رو به رشد، محاسبه اعمال است. محاسبه در روايات، وظيفه‌اي ضروري براي پيروان مكتب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ شمرده شده (بحار الأنوار، ج‏1، ص152) كه بايد به طور خاص در برنامه‌ريزي شبانه روز، وقتي براي آن، مد نظر قرار گيرد (الأمالي طوسي، ص147‌).

بر اساس آنچه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ ترسيم كرده‌اند محاسبه اعمال تنها يك راهكار براي رهايي از روزمرگي نيست؛ بلكه با تفكر در اعمال، خود به عملي عبادي تبديل مي‌شود (بحار الأنوار، ج‏68، ص325). حسابرسي نسبت به نفس خود، بخشي از شبانه روز را به صحنه‌اي براي تأمل در خويشتن و فرصتي براي بازسازي نفس، تبديل مي‌كند. محاسبه با نگاهي توأمان به دنيا و آخرت، عملكرد انسان را واكاوي مي‌نمايد (بحار الأنوار، ج‌89، ص250) و او را به بيداري در هر لحظه فرامي‌خواند.

برخي از روايات، نحوه محاسبه را اين چنين بيان كرده‌اند:

1.پرسش‌گري از نفس: انسان با مخاطب قرار دادن نفس خود بپرسد كه آيا در آن روز، ذكر و حمد خدا را به جا آورده است؟ آيا حقوق برادر مؤمن خود را ادا كرده است؟ اگر انجام وظيفه كرده بود خداوند را بر اين توفيق، سپاس گويد و بزرگ بشمارد و اگر مخالفت يا كوتاهي صورت گرفته بود استغفار كند و تصميم بر ترك و عدم تكرار آن بگيرد (بحار الأنوار، ج‌89، ص250-251‌).

2.تأمل در اعمال روزانه: به اين صورت كه در اعمال انجام شده‌اش تأمل كند. اگر كار نيكي كرده بود بنا بر اين بگذارد كه بر آن بيفزايد و اگر در كارنامه عملش، كار ناپسند و گناهي مشاهده كرد از آن، طلب آمرزش كند (الكافي، ج‌2، ص453‌؛ بحار الأنوار، ج‏75، ص279).

بر اساس اين روايات به طور جزئي مي‌توان اعمال عبادي را از بازي فوتبال پولي كيفيت حضور قلب و خلوص نيت بررسي كرد. در انجام واجبات و ترك محرمات دقت نمود. تعاملات اجتماعي را از نظر اداي حق الناس، گفتار، رفتار، كسب و كار، مسؤوليت‌پذيري، مورد واكاوي قرار داد. اخلاق فردي را با محوريت تهذيب درون، كنترل نفس در صفات ناپسندي چون خشم، حرص، حسد و تكبر، همچنين عواطف و احساسات دروني، و واكنش‌هاي ناخودآگاه، رشد فكري، استفاده از وقت، و مراقبت از بدن ارزيابي كرد. امور مالي و اقتصادي را نسبت به منبع درآمد و مصرف سنجيد و حتي امور به ظاهر خنثي مانند سكوت، بي‌عملي، خواب و استراحت، و تفريحات را با اين پرسش مواجه كرد كه آيا در جاي خود انجام شده‌اند؟

و به طور كلي مي‌توان گفت: آيا در روزي كه گذشت به وظيفه‌اي كه بر عهده داشته‌ايم عمل كرده‌ايم؟ شهداء به وظيفه خود در دفاع از خاك مقدس ايران، عمل كردند. آيا ما طلاب هم به نقش خود در دفاع از دين، فرهنگ و نظام اسلامي عمل كرده‌ايم؟

تك‌تك ما طلاب بايد اعمال خود را به طور روزانه، هفتگي، ماهانه، سالانه و به طور كلي، مجموع عمر طلبگي خود را مورد محاسبه قرار دهيم تا دچار روزمرگي نشويم؛ چنانچه خود حوزه نيز بايد اين محاسبه را به طور مستمر داشته باشد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۲ مرداد ۱۴۰۴ساعت: ۰۳:۵۷:۵۵ توسط:darki موضوع: نظرات (0)

مشاركت مردم در اقتصاد و تقويت اقتصاد مقاومتي با نشان‌دار كردن ماليات‌ها

مشاركت مردم در اقتصاد و تقويت اقتصاد مقاومتي با نشان‌دار كردن ماليات‌ها

نشان‌دار كردن ماليات‌ها در واقع يك فرصت براي ماليات‌دهندگان است كه در روندهاي اقتصادي و حكمراني كشور مشاركت داشته باشند و خودشان محل هزينه‌كرد ماليات‌شان را مشخص كنند و موجب تحقق اقتصاد مقاومتي و مردمي خواهد شد.
به گزارش خبرگزاري تسنيم، ماليات يك ابزار قدرتمند در دست حاكميت در راستاي بازتوزيع درآمدها و به كار انداختن آن‌ها در پروژه‌هاي عمراني و زيرساختي كشور است. در همين ارتباط، شاهد هستيم كه در طرح نشان‌دار كردن طي سال جاري حدود 150 طرح در زمينه توسعه راه‌ها و آبرساني تعريف شده است. برخي پروژه‌هاي كلان حوزه انرژي نيز در اين طرح جاي داده شده‌اند. اين اقدامات در راستاي رفع محروميت و دسترسي همگان به زيرساخت هاي حياتي كشور است.

بيشتر بخوانيدجزئيات آماري از طرح نشان دار كردن ماليات ها
طي سال‌هاي اخير نظام مالياتي كشور تحولات چشمگيري را به خود ديد. به طوري كه دريافت ماليات حقه از همگان در دستور كار قرار گرفت. به جاي اين كه دولت به اين منبع درآمدي به عنوان يك امر تزييني نگاه كند، اندك اندك ماليات به عنوان يك منبع پايدار و مهم درآمدي براي دولت در حال پذيرش است.

تا كنون بيش از حد به درآمدهاي نفتي وابسته بوده‌ايم. به نحوي كه دولت‌ها به فرار مالياتي بالايي كه در كشور اتفاق مي‌افتاد بي تفاوت بودند. اما طي سال‌هاي گذشته تلاش شده است دريافت ماليات حقه از همگان در دستور كار باشد و ماليات‌ها در راستاي افزايش كيفيت ارائه خدمات به مردم به كار بيفتد.

سال قبل طرح نشان دار كردن ماليات‌ها با هدف مشاركت دادن مردم در اقتصاد و روندهاي حكمراني كشور به اجرا گذاشته شد. طرح در عمل به موفقيت رسيد و در مجلس رأي به ادامه آن طي سال جاري داده شد.

نظرات ابراهيم نجفي اسپيلي، نماينده آستانه اشرفيه در مجلس را در ادامه در خصوص مزيت‌هاي نشان‌دار كردن ماليات مي‌خوانيد.

نجفي اسپيلي در خصوص اجراي طرح نشان‌دار كردن ماليات‌ها طي سال گذشته و ادامه آن در سال جاري با افزايش اعتبار تصريح كرد: نشان‌دار كردن ماليات‌ها مزيت‌هاي زيادي براي كشور دارد. بايد مردم نسبت به اين طرح آگاهي پيدا كنند و در اين راستا گام بردارند.

وي ادامه داد: بر اساس قانون امكاني براي ماليات‌دهندگان به وجود آمده است كه محل هزينه‌كرد ماليات پرداختي‌شان را مشخص كنند. به اين ترتيب، موديان از ميان پروژه‌هاي پيشنهاد شده انتخاب مي‌كنند كه ماليات‌شان در كدام حوزه به كار گرفته شود.

اين نماينده مجلس در رابطه با  خاطرنشان كرد: نشان‌دار كردن ماليات‌ها با هدف افزايش مشاركت مردم در روندهاي مالياتي و اقتصادي كشور به اجرا گذاشته شده است و طي سال گذشته نتايج خوبي از آن به دست آمد. به همين دليل، در مجلس نيز به ادامه اجراي آن بسيار مصمم بود و دولت نيز در سال دوم قرار است كه پروژه‌هاي جديدي با اعتبارات حدود 18 هزار ميليارد توماني را اجرايي كند.

نجفي گفت: نشان‌دار كردن ماليات‌ها در واقع يك بازي شرطبندي پولي براي ماليات‌دهندگان است كه در روندهاي اقتصادي و حكمراني كشور مشاركت داشته باشند و خودشان محل هزينه‌كرد ماليات‌شان را مشخص كنند و موجب تحقق اقتصاد مقاومتي و مردمي خواهد شد. مردم بايد بيش از پيش درباره اين طرح آگاهي پيدا كنند و ماليات‌شان را در چارچوب اين طرح پرداخت بپردازند.

وي در پايان گفت: طرح نشان‌دار كردن ماليات‌ها و مشاركت يافتن مردم در تعيين محل مصرف ماليات از طرح‌هاي اجرايي بسيار قوي و مثبت بوده است كه مستقيما به شفافيت و رضايت مردم منتهي خواهد شد و با قدرت بايد تداوم يابد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۲ مرداد ۱۴۰۴ساعت: ۰۳:۵۶:۳۷ توسط:darki موضوع: نظرات (0)

تلاش دوباره استقلال براي جذب علي كريمي

تلاش دوباره استقلال براي جذب علي كريمي

مسئولان باشگاه در تلاش هستند در مذاكره دوباره با باشگاه كايسري اسپور تركيه مقدمات حضور علي كريمي در جمع آبي‌پوشان را فراهم كنند.

به گزارش صدآنلاين، از باشگاه استقلال خبر مي‌رسد كه مسئولان اين باشگاه در حال مذاكره دوباره با باشگاه كاسري اسپور تركيه براي جذب علي كريمي هستند. در همين راستا، قرار است مسئولان استقلال با باشگاه تركيه‌اي نامه‌نگاري‌هاي لازم را انجام دهند.

اين در شرايطي است كه علي نظري برنامه شرطبندي مديرعامل باشگاه استقلال حدود يك ماه پيش گفته بود باشگاه كايسري اسپور براي موافقت با انتقال كريمي خواهان مبلغ يك ميليون و 250 هزار يورو شده است و به همين دليل، مذاكرات متوقف شده بود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۲ مرداد ۱۴۰۴ساعت: ۰۳:۵۵:۱۰ توسط:darki موضوع: نظرات (0)

سپاه پاسداران بيانيه جديد صادر كرد+ جزئيات

سپاه نيوز : سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به مناسبت نخستين سالگرد شهادت رئيس سابق دفتر سياسي حماس، بيانيه‌اي منتشر كرد.

سپاه پاسداران بيانيه جديد صادر كرد+ جزئيات

در بخشي از بيانيه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي آمده است: تشديد جنايات رژيم صهيونيستي در جلوگيري از دسترسي مردم مظلوم غزه به منابع اوليه زندگي همچون آب، غذا و دارو، نقض آشكار حقوق بشر و حقوق بين‌الملل است و در حقيقت مي‌توان به آن نسل كشي نوين اطلاق كرد.

اين بيانيه مي‌افزايد: اين جنايات بزرگ و ضد بشري كه به رغم سكوت و حمايت برخي كشورهاي غربي مدعي حقوق بشر، گسترش اعتراضات جهاني عليه اقدامات رژيم صهيونيستي را به همراه داشته است لزوم پاسخگويي نهادهاي بين‌المللي به اين جنايتگري هاي قرون وسطايي را اجتناب ناپذير و آنها را در معرض بزرگترين آزمون تاريخي خود قرار داده است.

اين بيانيه با تحسين موج جهاني حمايت از مردم فلسطين و محكوميت رو به افزايش رژيم اشغالگر، اين پديده را محصول تاثير روشنگرانه خون شهيدان و مظلوميت مردم غزه توصيف و تصريح كرده است: اقتدار و ايستادگي شگفت انگيز فلسطيني‌ها و حمايت‌هاي مستمر مقاومت اسلامي منطقه به ويژه ملت انقلابي و ظلم ستيز ايران بيش از هر زمان ديگري اين پيام دهشتناك و نگران كننده را فراروي باند تبهكار و جنايتكار حاكم بر واشنگتن و تل‌آويو قرار داده است كه سرافرازي مقاومت ضد صهيونيستي قطعي و پيروزي نهايي فلسطين در برابر غاصبان و اشغالگران نزديك است.

اين بيانيه با محكوميت اقدام جنايتكارانه رژيم صهيوني در برنامه شرطبندي شهيد هنيه در تهران كه براي شركت در آيين تحليف رياست جمهوري ايران، ميهمان مجلس شوراي اسلامي و دستگاه ديپلماسي كشور بود؛ ظرفيت‌هاي پنهان مقاومت را ضامن پيروزي غزه و ملت فلسطين، شكست رژيم جعلي و كودك كش صهيوني و سرافكندگي حاميان آن محسوب و خاطر نشان كرده است: برخلاف تصور دشمن حقير و پليد صهيوني و پشتيبانان ابليس صفت آن، "طوفان الاقصي" تنها يك رخداد و شگفتانه تاريخي در يك مقطع از تاريخ مقاومت نبود بلكه با ضمانت خون‌هاي پاك شهيدان راه آزادي قدس بويژه اسماعيل هنيه و يحيي سنوار يك مكتب و راهبرد عملياتي براي تعيين سرنوشت اين ميدان بوده و برخلاف برخي تحركات و توطئه‌هاي شيطاني اين روزها در تجويز نسخه تشكيل دو كشور فلسطيني و اسرائيلي، يادآور اين جمله مشهور شهيد هنيه و شعار حماسي حماس قهرمان است كه "لن نعترف ، لن نعترف، لن نعترف باسراييل "  "نمي شناسيم ، نمي‌شناسيم ، اسرائيل را به رسميت نمي‌شناسيم."

اين بيانيه با محكوميت شديد نسل كشي در غزه و سكوت مجامع و نهادهاي بين المللي در برابر جنايات وحشيانه رژيم گرگ صفت صهيوني، گرسنگي عمدي و ايجاد قحطي را از مصاديق شناخته شده «جنايت عليه بشريت» و در مواردي «جنايت جنگي» در حقوق بين الملل توصيف و تاكيد كرده است: نهادهاي حقوق بشري و سازمان‌هاي بين‌المللي براي فرار از شرمساري تاريخي برابر ملت‌ها بايد لغو فوري محاصره غزه و ادامه نسل كشي در اين منطقه را با ابزارهاي موثر و قهري دستور كار قرار داده و با اعمال تحريم‌هاي جدي عليه رژيم صهيونيستي، عاملان اين جنايات را در ديوان كيفري بين‌المللي با ابتكاراتي شبيه آنچه پس از دوران آپارتايد آفريقاي جنوبي رقم خورد، محاكمه كنند تا از پرداخت تاوان جنايت‌گري در عادي‌سازي گرسنگي و محروميت از حق دسترسي به غذا به عنوان يك "ابزار جنگي" در امان نمانند.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در پايان اين بيانيه، مقاومت و تاب آوري امروز مردم غزه برابر نسل كشي و جنايت آفريني رژيم صهيوني را نشانه پايبندي آنان با آرمان آزادي فلسطين و قدس شريف و تداوم راه اين شهيد هنيه و ديگر شهداي تاريخ ساز مقاومت ضد صهيونيستي قلمداد و تاكيد كرده است: بي شك طراحان نقشه نسل كشي در غزه به اهداف بلندتري مي‌انديشند كه شالوده آن بلعيدن مناطق ثروتمند و راهبردي جهان به ويژه كشورهاي اسلامي است اما به ياري خداوند با شكستن سكوت مجامع جهاني و هم افزايي آن با امواج خروشان اعتراض بين الملل ضد صهيونيستي، آمال و آرزوهاي باند تبهكار صهيوني و امريكايي بر باد رفته و بايد منتظر برملا شدن سرنوشت مكتوم خود باشند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۲ مرداد ۱۴۰۴ساعت: ۰۳:۴۵:۰۶ توسط:darki موضوع: نظرات (0)