فعالسازي مكانيسم ماشه به راستي مانند آنچه كه معاون پزشكيان گفته توپخانه پر از گلوله است يا طبق ادعاي كيهان تفنگ بيماشه؟

عصر ايران نوشت: آقاي حسين شريعتمداري، مديرمسئول كيهان، مكانيسم ماشه را كاغذپاره ميداند و در روزنامهاش تيتر ميكند: "مكانيسم ماشه تفنگ بيفشنگ است، فريب نخوريد". در واكنش، حميد ابوطالبي معاون سياسي دفتر رييس جمهور در دولت روحاني مي گويد مكانيسم ماشه توپخانه پر از گلوله است كه در صورت شليك، كشور را به ناكجاآباد در خواهد انداخت.
اصلاً مكانيسم ماشه چيست؟ و كداميك از اين دو بزرگوار درست ميگويند؟ مطابق توافق برجام، ايران پذيرفت محدوديتهاي هستهاي در غنيسازي اورانيوم را بپذيرد و با نظارت بازرسان آژانس بينالمللي هستهاي همكاري كند.
در مقابل، ۵+۱ پذيرفت تمام شش قطعنامه سازمان ملل عليه ايران، مطابق قطعنامه ۲۲۳۱ لغو شوند و همچنين تحريمهاي آمريكا هم لغو و يا تعليق شوند.
اين وسط مكانيسم ماشه كجاست؟ مذاكرهكنندگان اروپا و آمريكا استدلال كردند اگر روزي ايران زير تعهداتش در برجام بزند يعني غنيسازي رو بالا برد و بازرسان را اخراج كند و همه چيز به هم بخورد، تكليف قطعنامهها و تحريمهاي سازمان ملل چه مي شود؟ آنها وقتي لغو شوند، ديگر نميتوانند برگردند، چون چين و روسيه ممكن است قطعنامه جديد را وتو كنند و سر ما -يعني اروپا و آمريكا -كلاه مي رود. اين استدلال از منظر هدف و منطق خودشان غيرمنطقي نبود چون اولاً چين و روسيه كه بي چشم داشت با قطعنامههاي جديد موافقت نميكند و مثل تمام قطعنامههاي قبلي، با توجه به منافع خود، حتماً مطالباتي در روابط پيچيده با آمريكا و اروپا را مطرح ميكنند؛ ثانياً مذاكرات روي قطعنامه جديد ماهها وقت ميگيرد و در اين فرصت ايران ميتواند هستهاي شود و ما - يعني طرف هاي غربي- مقابل كار انجام شده قرار بگيريم.
لذا ۵+۱ با ايران روي مكانيسم ماشه توافق كردند با اين مضمون: اگر توافق برجام به هم بخورد و ايران به قبل از برجام برگردد، با فعالسازي مكانيسم ماشه، تمام قطعنامههاي سازمان ملل هم بدون نياز به رايگيري در شوراي امنيت سازمان ملل به طور اتوماتيك، به روزگار قبل از برجام بگردند. به اين ميگويند مكانيسم ماشه.
اين طور هم نيست كه برخي ادعا ميكنند سر مذاكرهكنندگان ايران كلاه رفته، هر چند كاش اين مكانيسم وجود نداشت. در واقع وقتي سرما كلاه رفت كه از قطعنامههاي سازمان ملل استقبال ميكرديم و رئيسجمهور وقت - احمدي نژاد- آنها را كاغذپاره خواند و اگر كسي به سخنان او اعتراض ميكرد، برچسب مزدور و منافق و غربزده ميخورد.
طول مدت توافق برجام، دهساله بود. حالا اكتبر امسال يعني مهرماه ۱۴۰۴ آخرين مهلت استفاده از اسنپبك يا مكانيسم ماشه است.
امروز آمريكا در برجام نيست و اگر سه كشور اروپايي تا مهرماه مكانيسم ماشه را فعال نكنند، ديگر بعد از اين تاريخ نميتوانند و تمام آن ۶ قطعنامه ننگين براي هميشه از بين مي روند.
آلمان، انگليس و فرانسه اما مصمماند مكانيسم ماشه را فعال كنند مگر آنكه توافق سفت و سخت و مطمئني با جمهوري اسلامي امضاء كنند.
با توجه به شرايطي كه حمله اسرائيل و آمريكا ايجاد كرده، يعني آشي كه نتانياهو و ترامپ براي ما پختهاند، حصول توافق در اين فرصت كوتاه، بسيار دشوار به نظر ميرسد.
اصلاً نتانياهو و ترامپ اين را ميدانستند و به همين دليل براي حمله به ايران عجله داشتند تا با اين حمله رابطه كشورمان با آژانس خراب بشود و با اخراج بازرسان آژانس زمينه براي فعال شدن مكانيسم ماشه فراهم بشود. چرا؟
چون خسارت فعال شدن مكانيسم ماشه خيلي بيشتر از جنگ ۱۲ روزه اخير است. بلكه ميدانيم خسارت تحريمها بر اقتصاد كشورمان حتي از خسارتهاي جنگ تحميلي هشتساله با عراق هم بيشتر است.
جنگ با همهٔ بديها، خوبيهايي هم دارد اما تحريم هيچ چيز جز فقر و فساد و تحريم و اختلاس، ندارد. مثلاً ما در جنگ ۱۲ روزه در كنار خسارتهاي فراوان، دستاوردهايي داشتيم، مثلاً نقاط ضعف خودمان را شناختيم، برخي راهها و عناصر نفوذ اسراييل لو رفتند و موشكها و لانچرها امتحان شدند و پرسنل نظامي ايران آموزشهايي ديدند كه در دنيا كمنظير است، همچنين بزرگترين دستاورد اين جنگ همبستگي مردم ايران مقابل ترامپ و نتانياهو اسرائيل مسئولان خودمان را هم شگفتزده كرد.
در روزهاي جنگ حتي يك مورد بينظمي، تظاهرات، اعتصاب، آشوب يا اعتراض مردمي گزارش نشد. اين هم دستاورد مهمي بود. اما فعالشدن مكانيسم ماشه و برگشت تحريمهاي سازمان ملل هيچ فايدهاي جز فقر و فساد و تفرقه و اختلاس و اختلاف ندارد و اين را قبلاً تجربه كرديم.
پس اين جنگ ۱۲ روزه ميتواند يك نقشه يا دام براي فعالسازي مكانيسم ماشه باشد. اصولاً نتانياهو سياستمدار قهاري است كه قدر فرصتها را ميداند و نشان داده ميداند چطور تله بگذارد و حريف را به دام بيندازد و حتي تهديد را به فرصت تبديل كند.
او حمله هفت اكتبر يا طوفانالاقصي را تبديل به دامي براي محور مقاومت كرد تا حماس را در غزه به مرز فروپاشي بكشاند، حزبالله لبنان را به شدت تضعيف كند و با سقوط رژيم بشار اسد در سوريه سراغ جمهوري اسلامي در تهران بيايد.
متاسفانه جمهوري اسلامي و محور مقاومت در اين تله گرفتار شدند. چون به جاي محاسبات واقعگرايانه گرفتار ملاحظات ايدئولوژيك براي نابودسازي اسراييل شدند. در نتيجه اسراييل امروز قدرتمندترين بازيگر منطقه است.
آن روزها اگر كسي درباره حمله طوفانالاقصي چيزي جز روايت غالب حاكميت مينوشت و با ورود غير دور انديشانه به اين جنگ ابراز ترديد ميكرد، چه برچسبها كه نميخورد.
پرسش كليدي و سياسي و نه از منظر ايديولوژيك و آرمان خواهي اين است كه آيا همان طور كه نتانياهو از تهديد حمله طوفانالاقصي براي اسرائيل فرصت ساخت، جمهوري اسلامي نيز ميتواند از تهديد مكانيسم ماشه، فرصتي بسازد براي بازنگري در سياست خارجي و بازگشت به واقعگرايي؟ و يا در تله بزرگتر نتانياهو گرفتار ميشود؟
ممكن است گفته شود فعالسازي مكانيسم ماشه چه خطري دارد؟ مگر ما الان در تحريم نيستيم حالا تحريم هاي سازمان ملل هم اضافه بشوند چه مي شود؟ آقايان با افتخار مي گويند: مگر چيزي هم مانده كه بخواهند تحريم كنند و از آنطرف از زبان عدهاي منتقد، مگر بدتر از اين محتمل است؟
بله خيلي چيزها مانده. اقتصاد و فرهنگ و ورزش و دانشگاهها و صنايع ايران هنوز دارند نفس ميكشند و جريان زندگي و زيرساختها و ساختارها و وزارتخانهها و خدمات در كشورمان جاري هست.
تحريمهاي آمريكا عليه ايران يكجانبه و غيرقانونياند و راههاي دور زدن و كماثر كردن تحريمها در دازمدت وجود دارد و با خيزش قدرتهاي اقتصادي جديد، نسبت اقتصاد آمريكا كوچكتر ميشود و تاثير تحريمهاي آمريكا كاهش مييايد.
آمريكا زماني بيش از ۴۰ درصد اقتصاد دنيا را در اختيار داشت. الان ۲۲ درصد اقتصاد دنياست و با خيزش هند و اندونزي و برزيل و بنگلادش و... به زودي به زير ۱۶ درصد اقتصاد جهان تقليل مييابد. اما تحريم هاي سازمان ملل مورد تاييد جامعه جهاني است به خصوص اينكه مطابق اين قطعنامهها، ايران به عنوان يك تهديد امنيتي مثل القاعده و داعش زير بند هفتم منشور سازمان ملل قرار ميگيرد.
مطابق بند هفتم منشور سازمان ملل همه كشورها موظف به همكاري با تحريم ها هستند بلكه تشويق ميشوند خود تحريم هاي جديد عليه ايران وضع كنند مثل تحريم هاي استراليا، كانادا و اتحاديه اروپا قبل از برجام. هرگونه سرمايهگذاري در نفت، انرژي و اقتصاد كشورمان غيرقانوني و غير ممكن ميشود و بانك ها تحت فشار حكومت هاي خود و نه آمريكا تعامل با ايران را قطع ميكنند. مسابقات ورزشي و رقابت هاي علمي با كشوري كه رسماً تهديد امنيتي شناخته شده هم بيمعني خواهد بود.
به علاوه در صورت فعال شدن مكانيسم ماشه، و مطابق يكي از قطعنامهها يعني ۱۹۲۱ عمليات نظامي عليه كشورمان مشروعيت قانوني مييابد و ساير كشورها هم موظف ميشوند با تجاوز نظامي آمريكا و اسرائيل و اروپا همكاري كنند. به سرنوشت كشورهايي كه ذيل بند هفتم منشور سازمان ملل قرا گرفتند توجه كنيد:
۱- عراق، هم تحريم جهاني شد، هم مورد حمله قرار گرفت و هم دولت صدام سقوط كرد ۲- ليبي، مورد حمله قرار گرفت و دولت قذافي سقوط كرد، ۳- يوگسلاوي، تجزيه شد ۴- رواندا، دولت سقوط كرد ۵- كره شمالي، در سايه حمايت چين، هنوز سقوط نكرده اما گرفتار فقر و تحريم و عقبماندگي است و براي دنيا ضربالمثل است. ۶- طالبان افغانستان، با حمله ناتو سقوط كرد البته بيست سال بعد باز هم به قدرت رسيد ۷- سودان به دو كشور سودان شمالي و جنوبي تجزيه شد، ۸- سومالي، دولت مركزي وجود ندارد و جولانگاه تروريستهاي الشباب و دخالت خارجيهاست و البته ايران ما كه فعلاً به لطف برجام زير اين منشور نيست.
در صورت فعال شدن مكانيسم ماشه و بازگشت تحريمها و قرار گرفتن زير بند هفتم منشور سازمان ملل، آيا چين و روسيه ميتوانند به دادمان برسند؟ نه! پكن و مسكو به همان دلايلي كه به اين قطعنامهها راي موافق دادهاند، در صورت فعال شدن مكانيسم ماشه، مقابل تحريمها و يا حملات نظامي نميمانند. چين و روسيه به خاطر منافع خود، مقابل آمريكا مقاومت ميكنند اما بخ خاطر منافع ايران خود را با آمريكا و غرب درگير نميكنند و منافع خود را به خطر نمياندازند.
چين هرگز هزاران ميليارد دلار تجارت با آمريكا و متحدان آمريكا را قرباني چند ميليارد دلار تجارت با ايران نخواهد كرد؛ آنهم با توجه به اينكه ايران به خاطر تقابل ايدئولوژيك دائم با غرب، در هر صورت ناچار است جانب چين را بگيرد و انتخاب ديگري ندارد. حتي عضويت ايران در بريكس و سازمان شانگهاي هم بيمعني ميشود.
چه دليلي دارد كشوري كه به عنوان تهديد امنيتي تحت بند هفتم منشور سازمان ملل قرار دارد عضو اين سازمانها باشد.
امروز نبايد باب ديپلماسي بسته شود. منافع اروپا در فعالسازي مكانيسم ماشه نيست، چرا كه اروپا از لحاظ رواني، اقتصادي و سياسي درگير جنگ با روسيه در اوكراين است.
ناامن شدن خليج فارس و گران شدن نفت و گاز به منزله صدها ميليارد دلار پول بادآورده براي روسيه و پاس گل براي پوتين و شكست اروپا خواهد بود.
به علاوه گشودن يك جبهه ديگر عليه ايران باعث ميشود جنگ با روسيه از كانون تمركز اروپا خارج شود. لذا برنده فعالسازي مكانيسم ماشه، علاوه بر اسراييل، روسيه خواهد بود و عجيب نيست اگر مسكو به خاطر منافع خود از فعالسازي مكانيسم ماشه استقبال كند.
امروز به جاي آنكه مكانيسم ماشه را كاغذپاره بناميم و به استقبال رفتن زير بند هفتم منشور سازمان ملل برويم، بهتر است در سياست خارجي بازنگري و اين تهديد را تبديل به يك فرصت كنيم.
كدام ابرقدرت دنيا ميتواند قرقيزستان يا ارمنستان و يا مراكش و سنگاپور را از روي نقشه پاك كند؟ آيا چين ميتواند جزيره سنگاپور را از نقشه محو كند و همچنان چينيها در امنيت به رشد اقتصادي ادامه دهند؟
اسراييل از مجموع قرقيزستان، ارمنستان، مراكش و سنگاپور قدرتمندتر است، بمب اتم هم دارد، حمايت آمريكا و اروپا را هم دارد و تجربه جنگي و توان سايبري و تكنولوژيكي هم دارد.
سالها تحت تحريم آمريكا بوديم اما روزنههايي براي تنفس داشتيم و حالا به عنوان يك تهديد امنيتي با رفتن زير بند هفتم منشور سازمان ملل، هر روز بايد منتظر تحريمهاي جديد و جنگها و حملات نظامي قانوني آن هم با تأييد سازمان ملل باشيم.
آقاي شريعتمداري و همفكرانشان به درستي ميگويند حتي اگر ما در سياست خارجيمان بازنگري كنيم و دست از آرمان نابودي اسراييل بكشيم، باز هم آمريكا و اسراييل دست از سر ما برنخواهند داشت.
بله اسراييل به دنبال آن است كه قدرت برتر منطقه باشد و آمريكا هم دست از اين منطقه نخواهد كشيد. آقايان نتيجه ميگيرند راهي جز جنگ دايمي و يا تسليم و خواري نيست. ولي اشتباه ميكنند. راه سومي جز تسليم و تقابل هست، كافي است چشمان خود را باز كنيم و به تجارب كشورهاي ديگر نگاه كنيم.
آيا همه كشورهاي دنيا پوپ بت و تسليم اسراييل و آمريكا هستند و فقط ما استقلال و آبرو و عزت و شرف داريم؟ طبق چه استدلالي فقط ما رسالت داريم جهان را از لوث پليد آمريكا و اسرائيل آزاد كنيم؟
حدود نيم قرن است كه تمام اولويت سياست خارجي و داخلي ما شده آمريكاستيزي و اسراييلستيزي و به اينجا رسيديم.
بياييد از اين تهديدات امروز، فرصت بسازيم و با بازنگري در سياست خارجي ايران، ساير تهديدات را هم ببينيم. تهديدها و بحرانهايي كه دستكمي از اسراييل نتانياهو ندارند.
آيا خطر پيرشدن جمعيت و افسانه شدن ازدواج و فروپاشي خانوادهها از خطر اسراييل كمتر است؟ آيا خطر نابودي منابع آب و خشكيدن ايران از خطر اسراييل كمتر است؟
آيا خطر برخي همسايگان كه دشمني را علني نميكنند از خطر اسراييل كمتر است؟ آيا خطر وابستگي روسيه و نفوذ پوتين از خطر اسراييل كمتر است؟
آيا خطر فسادها و اختلاسها و نارضايتي و نوميدي و فقر مردم و تجزيه ايران از خطر اسراييل كمتر است؟
با بازنگري در سياست خارجي ايران چشمانمان به اسراييلهاي ديگري باز خواهد شد كه در كمين ايران و مردم ايران نشستهاند.
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید: